محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1254

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و سلم درگذشت و اسماء دختر عميس و صفيه دختر عبد المطلب او را غسل دادند و به قولى غسل دختر پيمبر به وسيلهء تنى چند از زنان انصار انجام گرفت كه زنى به نام ام عطيه از آن جمله بود و ابو طلحه در گور وى قدم نهاد . گويد : در همين سال فرستادگان طايفهء سعد هذيم پيش پيمبر خداى آمدند . عبد الله بن عباس گويد : بنى سعد بن بكر ، ضمام بن ثعلبه را پيش پيمبر فرستادند و او شتر خويش را بر در مسجد خوابانيد و زانوى آن را بست و به مسجد در آمد كه پيمبر با ياران خود آنجا نشسته بود . ضمام مردى چابك و پرموى بود و دو رشته موى وى از دو طرف سر آويخته بود و بيامد و پيش روى پيمبر خدا ايستاد و گفت : « كدامتان پسر عبد المطلب است ؟ » پيمبر گفت : « من پسر عبد المطلبم . » ضمام گفت : « محمد ؟ » پيمبر گفت : « آرى . » گفت : « اى پسر عبد المطلب ، من پرسشها دارم كه در كار آن خشونت مىكنم ، از من مرنج . » پيمبر گفت : « نمىرنجم هر چه مىخواهى بپرس . » گفت : « ترا بخدايت و خداى گذشتگان و خداى آيندگان قسم مىدهم ، خدا به تو فرمان داده به ما بگويى كه تنها او را بپرستيم و كسى را شريك او نكنيم و مثالهايى را كه پدران ما به جز او مىپرستيده‌اند انكار كنيم ؟ » پيمبر گفت : « آرى . » گفت : « ترا بخدايت و خداى گذشتگان و خداى آيندگان قسم مىدهم آيا خدا به