محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1529

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آنكه كارى را كه اكنون دارى بيشتر دوست داشته باشى . عمرو به دو نوشت كه من يكى از تيرهاى اسلام هستم و پس از خدا تويى كه تير مىاندازى و تيرها را جمع مىكنى ببين تير محكمتر و موثرتر و بهتر كدام است و چون حادثه اى از گوشه اى آمد بينداز . ابو بكر به وليد بن عقبه نيز چنان نوشت و جواب آمد كه جهاد را بيشتر دوست دارد . قاسم بن محمد گويد : ابو بكر به عمرو بن عاص و وليد بن عقبه كه عامل زكات يك نيمه از مردم قضاعه بود نامه نوشت و چنان بود كه وقتى آنها را به عاملى زكات مىفرستاد بدرقه شان كرد و به هر كدامشان سفارش كرد و گفت : « در نهادن و آشكار از خدا بترس كه : « * ( من يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً وَيَرْزُقْه من حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ 65 : 2 - 3 ) * [ 1 ] * ( وَمن يَتَّقِ الله يُكَفِّرْ عَنْه سَيِّئاتِه وَيُعْظِمْ لَه أَجْراً 65 : 5 ) * » [ 2 ] يعنى : هر كه از خدا بترسد ، براى وى راه برون رفتنى نهد و او را از آنجا كه به حساب نيارد روزى دهد . و هر كه از خدا بترسد گناهان وى را محو كند و پاداش وى را بزرگ سازد . و هر كه از خدا بترسد خدا گناهان وى را محو كند و پاداش بزرگ دهد ترس خدا بهترين چيزى است كه بندگان خدا به هم سفارش كنند . اينك تو در يكى از راههاى خدا مىروى كه نبايد در كار دين غفلت و قصور كنى از سستى و سختگيرى بر كنار باش . پس از آن به آنها نوشت يكى را جانشين عمل خويش كنيد و مردم مجاور را بخوانيد و عمرو ، عمرو بن فلان عذرى را بر قسمت بالاى قضاعه گماشت وليد نيز ، امرؤ القيس را بر آن ناحيه از قضاعه گماشت كه مجاور دومه بود و مردم را بخواندند كه گروه بسيار بر آنها فراهم آمد و در انتظار دستور ابو بكر ماندند .

--> [ 1 ] طلاق : 2 و 5 [ 2 ] طلاق : 2 و 5