محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1523

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و اين در نيمهء ماه ذى قعده سال دوازدهم بود و روميان و پارسيان با همديگر گفتند : « در كار خويش بينديشيد ، اين مرد در راه دين خود مىجنگد و عقل و بصيرت دارد به خدا كه او ظفر مىيابد و ما شكست مىخوريم . » اما اين گفتگو سودشان نداد و پايينتر از مقر خالد از فرات گذشتند و چون فراهم آمدند روميان گفتند : « از هم جدا شويد تا بدانيم بد و نيك از كدام دسته مىآيد » . و چنين كردند و جنگى سخت و طولانى در ميان رفت و خداى عز و جل هزيمتشان كرد و خالد گفت : « تعقيبشان كنيد و امانشان ندهيد » و سواران گروه گروه از آنها را با نيزه جلو مىراندند و چون فراهم مىآمدند خونشان را مىريختند . و در جنگ فراض در معركه و هنگام تعاقب يكصد هزار كس كشته شد . و چون جنگ به سر رسيد خالد ده روز در فراض بماند و پنج روز از ذى قعده مانده بود كه اجازه داد سوى حيره حركت كنند و به عاصم بن عمرو گفت كه سپاه را به راه ببرد و شجرة بن اعز را بر دنبالهء قوم گماشت و چنان وانمود كه با دنبالهء قوم مىرود . حج خالد ابو جعفر گويد : پنج روز از ذى قعده مانده بود كه خالد از فراض به قصد حج بيرون شد اما كار حج را مكتوم داشت و با تنى چند از ياران راه سپردند و از بيراهه به مكه رسيدند چنان كه هيچ بلدى نمىتوانست رفت و از يكى از راههاى جزيره رفت كه عجبتر و سختتر از آن نبود و مدت غيبت وى از سپاه كوتاه بود و چون آخرين سپاهيان با دنباله دار به حيره رسيدند خالد نيز آنجا رسيد و او و يارانش سر تراشيده بودند و جز معدودى از دنباله روان سپاه كس از حج وى خبر نداشت ، ابو بكر نيز بعدها از قضيه خبر يافت و وى را توبيخ كرد و به عنوان مجازات وى را سوى شام فرستاد .