محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1504

تاريخ الطبرى ( فارسي )

قومى را چون مردم اليس نديدم . » قيس بن ابى حازم كه همراه جرير پيش خالد رفته بود مىگفت : وقتى در حيره پيش خالد رسيديم جامهء خويش را به گردن بسته بود و تنها نماز مىكرد . آنگاه روى بگردانيد و گفت : « در جنگ موته نه شمشير در دست من شكست و يك شمشير يمانى در دست من تاب آورد كه آن را همراه دارم » ماهان گويد : وقتى مردم حيره با خالد صلح كردند صلوبا پسر نسطونا سالار قس الناطف به اردوگاه خالد آمد و در بارهء بانقيا و بسما با وى صلح كرد و هر چه را به دو دهكده و زمينهاى آن تعلق مىگرفت تعهد كرد و براى خود و كسانش و قومش پيمان گرفت در مقابل ده هزار دينار بجز آنچه به كسرى تعلق داشت . جزيهء هر سر چهار درم شد و خالد مكتوبى براى آنها نوشت كه بدقت رعايت شد و هنگام تسلط پارسيان پيمان نشكستند . مجالد متن نامه را چنين آورده است : « بسم الله الرحمان الرحيم ، اين نامهء خالد بن وليد است براى صلوبا « پسر نسطونا و قوم وى ، من با شما در بارهء سرانه و حفاظت ، پيمان مىكنم « كه بر هر شاغل بانقيا و بسما مقرر است ، بر ده هزار دينار ، بجز مال اموال « خالصه ، كه توانگر به قدر توانش و بى چيز به تناسب بى چيزى هر ساله بدهند . « تو نمايندهء قوم خويشتنى كه به نمايندگى تو رضايت داده‌اند و من و « مسلمانان كه با منند پذيرفتيم و رضايت داديم و قوم تو نيز رضايت دادند ، « حمايت و حفاظت شما به عهدهء ماست ، اگر حفاظت كرديم سرانه حق « ماست و گر نه نبايد داد تا حفاظت كنيم هشام بن وليد و قعقاع بن عمرو و « جرير بن عبد الله حميرى و حنظلة بن ربيع شاهد اين نامه‌اند و به سال دوازدهم « در ماه صفر نوشته شد . » مغيره گويد : دهقانان مراقب بودند و انتظار مىبردند كه خالد با مردم حيره