محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1502
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بيارند و چون نياوردند در بارهء تمكن آنها كنجكاوى كرد و چهار صد هزار جزيه مقرر كرد بجز آنها كه معاف بودند . يونس بن ابى اسحاق گويد : جرير بن عبد الله از جمله كسانى بود كه همراه خالد بن سعيد بن عاص سوى شام رفته بود و از خالد اجازه خواست كه پيش ابو بكر رود و در بارهء قوم خويش سخن كند كه آنها را كه در قبايل عرب پراكنده بودند فراهم آرد ، خالد اجازه داد و او پيش ابو بكر رفت و وعده اى را كه پيمبر صلى الله عليه و سلم در اين باب داده بود ياد كرد و چند شاهد آورد و از ابو بكر انجام آن را خواست ابو بكر خشمگين شد و گفت : « مىبينى كه چنين سرگرم هستيم و مىبايد مسلمانان را در مقابل دو شير پارس و روم يارى كنيم ، اما مىخواهى به كارى پردازم كه در اين قضيه كه بيشتر از همه مورد رضاى خدا و پيمبر اوست اثر ندارد مرا واگذار و پيش خالد بن وليد برو تا ببينم خدا در بارهء اين دو ناحيه چه حكم مىكند ؟ » جرير باز گشت و وقتى پيش خالد رسيد كه در حيره بود و در جنگ حيره و جنگهاى پيش از آن كه در عراق رخ داد و نيز در جنگهاى خالد با مرتدان حضور نداشت . سخن از حوادث ما بعد حيره جميل طايى به نقل از پدرش گويد : وقتى كرامه دختر عبد المسيح را به شويل دادند به عدى بن حاتم گفتم : « تعجب نمىكنى كه شويل كرامه دختر عبد المسيح را كه پير شده خواسته است ؟ » گفت : « همه عمر دلبستهء او بود ميگفت : پيمبر خداى از شهرها كه به دو نموده بودند سخن آورد و از حيره نام برد و گفت : گويى كنگره هاى قصور آن دندانهاى سگ بود . و دانستم كه آن را به پيمبر نمودهاند و گشوده مىشود و كرامه را از پيمبر خواستم »