محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1484
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عراق شد از دروازهء سند و هند آغاز كند كه در آن هنگام ابله بود آنگاه قبايلى را كه ميان وى و عراق بودند جمع آورد ، هشت هزار كس از ربيعه و مضر فراهم آمد دو هزار كس نيز خود وى همراه داشت و با ده هزار كس به هشت هزار سپاه اميران چهارگانه يعنى مثنى و مذعور و سلمى و حرمله پيوست و با هيجده هزار كس با هرمز رو به رو شد . مغيرة بن عقبه گويد : « ابو بكر سالارى جنگ عراق را به خالد بن وليد داد و به دو نوشت كه از پايين عراق در آيد و به عياض كه سالارى جنگ عراق را به او نيز داده بود نوشت كه از بالاى آن سرزمين در آيد آنگاه سوى حيره روند و هر كه زودتر آنجا رسيد سالارى از اوست و ديگرى مطيع وى شود . نوشته بود وقتى در حيره فراهم آمديد و اردوگاههاى پارسيان را پراكنده كرديد و خطر حمله به مسلمانان از پشت سر نبود ، يكيتان در حيره بماند و عقبدار مسلمانان و رفيق خويش باشد و ديگرى در خانه پارسيان و قرارگاه قوتشان مداين به آنها حمله برد . شعبى گويد : « خالد پيش از حركت بهمراهى آزاذبه پدر زباذبه ( ؟ ) يمامه به هرمز كه در آن هنگام مرزدار بود چنين نوشت : « اما بعد ، اسلام بيار تا سالم بمانى يا تسليم شو و جزيه بده و گر نه » « جز خويشتن كسى را ملامت مكن كه با قومى سوى تو آمدهام كه » « مرگ را چنان دوست دارند كه شما زندگى را دوست داريد . » مغيرة بن عتبه كه قاضى اهل كوفه بود گويد : وقتى خالد از يمامه حركت كرد سپاه خود را سه گروه كرد و آنها را از يك راه نفرستاد مثنى را دو روز پيش از خويش فرستاد و ظفر را بلد وى كرد و عدى بن حاتم و عاصم بن عمرو را نيز فرستاد كه هر كدام يك روز پس از ديگرى حركت كردند و بلد آنها مالك بن عباد و سالم بن نصر بودند . گويد : پس از آن خالد حركت كرد و بلد وى رافع بود و با هر سه گروه در حفير وعده نهاد كه آنجا فراهم آيند و با دشمن پيكار كنند كه آنجا دروازهء هند بود و