محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1480

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پس از آن خالد با همراهان خويش برفت تا به حيره رسيد و سران آنجا با قبيصة بن اياس بن حيهء طايى پيش وى آمدند . قبيصه پس از نعمان بن منذر از جانب كسرى امارت حيره يافته بود و خالد به او و يارانش گفت : « شما را به سوى خدا و اسلام مىخوانم ، اگر بپذيريد جزو مسلمانان مىشويد كه حقوق و تكاليف شما مانند آنهاست و اگر نپذيريد بايد جزيه بدهيد ، كسانى را همراه آورده‌ام كه مرگ را بيشتر از آن دوست دارند كه شما زندگى را دوست داريد و با شما پيكار مىكنيم تا خدا ميان ما و شما حكم كند . » قبيصة بن اياس به دو گفت : « ما را به جنگ تو حاجت نيست ، بر دين خويش مىمانيم و جزيه مىدهيم » خالد بر نود هزار درم با آنها صلح كرد و اين جزيه كه از ابن صلوبا گرفت نخستين جزيه اى بود كه از عراق به دست آمد . ابو جعفر گويد : اما به گفتهء هشام بن كلبى ، وقتى ابو بكر به خالد بن وليد كه در يمامه بود نوشت كه سوى شام رود ، دستور داد از عراق آغاز كند و از آنجا بگذرد و خالد برفت تا در نباح فرود آمد . هشام گويد : مثنى بن حارثهء شيبانى از عراق به مدينه پيش ابو بكر رفت و گفت : « مرا سالارى قوم خويش ده تا با پارسيانى كه مجاور منند پيكار كنم و ناحيهء خويش را سامان دهم . » ابو بكر چنان كرد و او برفت و قوم خويش را فراهم آورد و تاخت و تاز آغاز كرد ، يك بار به ناحيهء كسكر حمله مىبرد و بار ديگر به ناحيهء پايين فرات حمله مىبرد . وقتى خالد بن وليد به نباح رسيد ، مثنى بن حارثه در خفان اردو زده بود و خالد به دو نوشت كه بيايد و نامهء ابو بكر را فرستاد كه دستور داده بود از خالد اطاعت كند و مثنى با شتاب پيش وى رفت . به پندار مردم بنى عجل يكى از آنها نيز به نام مذعور بن عدى همراه مثنى به مدينه رفته بود و با وى اختلاف پيدا كرد و به ابو بكر نامه نوشتند و او به مرد عجلى نامه نوشت و دستور داد كه همراه خالد سوى شام رود