محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1472
تاريخ الطبرى ( فارسي )
جنگ انداختند و كنده هزيمت گرفت و بسيار كس كشته شد و باقيمانده فرارى سوى نجير رفتند كه آنجا را مرتب و محكم كرده بودند . آنگاه مهاجر با سپاه خويش از محجر زرقان سوى نجير رفت مردم كنده نيز با وى بودند و در آنجا حصارى شدند و از مردم سكاسك و اوباش سكون و حضرموت و نجير نيز كسانى كه فريب آنها را خورده بودند همراه بودند . سه راه ، به آنجا ميرسد كه زياد بر يكى فرود آمد و مهاجر بر راه ديگر فرود آمد و راه سوم باز بود كه از آن رفت و آمد داشتند تا عكرمه با سپاه بيامد و آنجا فرود آمد و راه آذوقه آنها را قطع كرد و پسشان راند و سواران سوى مردم كنده فرستاد و گفت كه آنها را در هم كوبند . از جمله فرستادگان يزيد بن قنان بنى مالكى بود كه مردم دهكده هاى بنى هند را تا برهوت بكشت ، و خالد بن فلان مخزومى و ربيعه حضرمى را سوى ساحل فرستاد كه مردم مخا و طوايف ديگر را بكشتند و كنديان در حصار از آنچه بر ديگر مردمشان مىگذشت خبر يافتند و گفتند : « مرگ از اين وضع بهتر است ، پيشانيها را بتراشيد كه گويا خويش را به خداوند واگذاشتهايد و او نعمتتان داده و قرين نعمت اوييد شايد بر اين ستمگران نصرتتان دهد . » و پيشانيها را بتراشيدند و پيمان نهادند و تعهد كردند كه از عرصه نگريزند و يكيشان هنگام شب از بالاى حصار رجز ميخواند به اين مضمون : « براى بنى قتيره و امير بنى مغيره » « صبحگاه بدى است » و رجز خوان مسلمانان جواب او را ميداد . و چون صبح در آمد برون شدند و در اطراف نجير جنگى سخت شد و در راههاى نجير كشتار بسيار شد و مردم كنده هزيمت شدند . هشام بن محمد گويد : از آن پس كه مهاجر از كار قوم فراغت يافته بود عكرمه در رسيد و زياد و مهاجر با سپاه خويش گفتند : « برادران شما به كمكتان شما آمدهاند و