محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1243
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« * ( لَقَدْ تابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهاجِرِينَ وَالأَنْصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوه في ساعَةِ الْعُسْرَةِ من بَعْدِ ما كادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ إِنَّه بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ . وَعَلَى - الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ من الله إِلَّا إِلَيْه ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ الله هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ 9 : 117 - 118 ) * . » [ 1 ] يعنى : خدا پيغمبر و مهاجران و انصار را بخشيد ، همان كسان كه در موقع سختى از پس آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از ايشان بگردد ، ويرا پيروى كردند ، باز آنها را ببخشيد كه خدا با آنها مهربان و رحيم است . و نيز آن سه تن را كه جا مانده بودند تا وقتى كه زمين با همه فراخى بر آنها تنگ شد و از خويش به تنگ آمدند و بدانستند كه از خدا جز به سوى او پناهى نيست ايشان را بخشيد تا به خدا باز گردند كه خدا بخشنده و رحيم است . و توبهء آنها پذيرفته شد . گويد : پيمبر در ماه رمضان از تبوك به مدينه آمد . در همين ماه فرستادگان ثقيف پيش وى آمدند كه خبرشان را از پيش ياد كردهايم . گويد : در ربيع الاول همين سال ، يعنى سال نهم هجرت ، پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم على بن ابى طالب رضى الله عنه را با گروهى به ديار طى فرستاد كه به آنها حمله برد و اسير گرفت و دو شمشير را كه در بتخانهء آنجا بود و يكى رسوب و ديگرى مخدم نام داشت و شهره بود و حارث بن ابى شمر براى آنجا نذر كرده بود بياورد و از جمله اسيران وى خواهر عدى بن حاتم بود . ابو جعفر گويد : خبرها كه در بارهء عدى بن حاتم به ما رسيده وقت معين ندارد و جز آن است كه واقدى در بارهء حادثه خواهر وى آورده است . عباد بن حبيش گويد : شنيدم كه عدى بن حاتم مىگفت : « سواران پيمبر بيامدند » يا گفت : « فرستادگان پيمبر بيامدند و عمهء مرا با كسان ديگر گرفتند و پيش پيمبر بردند
--> [ 1 ] سوره توبه آيه 117 و 118