محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1415

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اين كلمات بود : « ان بنى تميم قوم طهر لقاح ، لا مكروه لهم و لا اتاوه ، نجاورهم ما حيينا باحسان ، نمنعهم من كل انسان ، فاذا متنا فامرهم الى الرحمان . » يعنى : بنى تميم قومى پاكيزه خوى و نتاج آوردند و از آسيب و خراج به دور ، تا وقتى زنده‌ايم به نيكويى همسايهء آنها باشيم ، و آنها را از همگان محفوظ داريم و چون بميريم كارشان با رحمان است . » و نيز مىگفت : « و الشاة و الوانها ، و اعجبها السود و البانها ، و الشاه السود او اللبن الابيض ، انه لعجب محض ، و قد حرم المذق ، فما لكم لا تمجعون . » يعنى : قسم به بز و رنگهاى آن ، عجبتر از همه بز سياه است و شيرهاى ، آن كه بز سياه است و شير سپيد و اين عجب خالص است ، و آب به شير آميختن روا نيست ، چرا شير و خرما نميخورند ؟ و نيز مىگفت : « يا ضفدع بن ضفدعين ، نقى ما تنقين ، اعلاك فى الماء و اسفلك فى الطين ، لا الشارب تمنعين ، و لا الماء تكدرين » يعنى : اى قورباغه فرزند دو قورباغه ، آنچه بر ميگزينى پاكيزه است بالايت در آب است و پايينت در گل است ، نه مانع آبخواره شوى و نه آب را گل آلود كنى . و نيز مىگفت : « و المبذرات زرعا ، و الحاصدات حصدا ، و الذاريات قمحا و الطاحنات طحنا ، و الخابزات خبزا ، و الثاردات ثردا ، و اللاقمات لقما ، اهالة و سمنا . لقد فضلتم على اهل الوبر ، و ما سبقكم اهل المدر ، ريفكم فامنعوه . و المعتر فاووه . و الباغى فناووه . يعنى : « و بذر پاشان كشتكار ، و دروگران دروكار ، و بوجاران گندم باد ده ، و آسيا گران نرم كن ، و نانوايان نان ، و سازندگان تريد ، و لقمه گيران لقمه ، از پيه آب شده و روغن ، شما را به چادرنشينان برترى داده‌اند ، و شهرنشينان از شما پيشى نگرفته‌اند ، از روستاى خود دفاع كنيد و مستمند را پناه دهيد و با ستمگر دشمنى كنيد .