محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1242
تاريخ الطبرى ( فارسي )
انتظار كسى كه از پيش با خدا و پيغمبر ستيزه كرده ساختهاند و قسم مىخورند كه جز نيكى نمىخواستيم ، خدا گواهى مىدهد كه آنها دروغگويانند . هيچوقت در آن مايست . مسجدى كه از نخستين روز ، بنيان آن با پرهيزكارى نهاده شده سزاوارتر است كه در آن بايستى . در آنجا مردانى هستند كه دوست دارند پاكيزه خوئى كنند و خدا پاكيزه خويان را دوست دارد . آنكه بناى خويش بر پرهيزكارى خدا و رضاى او پايه نهاده بهتر است يا آنكه بناى خويش بر لب سيلگاهى نهاده كه فرو ريختنى است كه با وى در آتش جهنم سقوط كند ؟ و خدا قوم ستمكاران را هدايت نمىكند . بنيانگزاران مسجد دوازده كس بودند : خدام بن خالد ، از بنى عمرو بن عوف كه مسجد نفاق را از خانهء او برون انداخته بودند . ثعلبة بن حاطب از بنى عبيد و ابو حبيبة بن ازعر هردوان از بنى ضبيعه عباد بن حنيف ، برادر سهل بن حنيف از بنى عمرو بن عوف . جارية بن عامر با دو پسرش مجمع بن جاريه و زيد بن جاريه نبتل بن حارث و بحزج وابستهء بنى ضبيعه بجاد بن عثمان ضبيعى و وديعة بن ثابت وابستهء بنى اميه طايفهء ابو لبابه گويد : و چون پيمبر بمدينه آمد گروهى از منافقان در آنجا مانده بودند كعب ، بن مالك و مرارة بن ربيع و هلال بن اميه نيز كه شك و نفاق نداشتند مانده بودند و پيمبر گفت : « هيچكس با اين سه تن سخن نكند . » منافقان به جا مانده ، پيش پيمبر صلى الله عليه و آله و سلم آمدند و قسم خوردند و عذر تراشيدند و پيمبر از آنها چشم پوشيد اما خدا عز و جل و پيمبر وى عذرشان را نپذيرفتند . و چنان شد كه مسلمانان از سخن كردن با آن سه كس دريغ كردند تا خدا عز و جل اين آيه را در بارهء آنها نازل فرمود :