محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1241
تاريخ الطبرى ( فارسي )
داشته باشد خواهد شنيد كه اين دره از همه دره هاى اطراف سرسبزتر است . » پس از آن پيمبر برفت تا به ذى اوان رسيد كه تا مدينه يك ساعت راه بود ، و چنان بود كه وقتى پيمبر براى سفر تبوك آماده مىشد بنيانگزاران مسجد ضرار پيش وى آمدند و گفتند : « اى پيمبر خدا ، ما براى عليل و محتاج و شب بارانى و زمستان مسجدى ساختهايم و دوست داريم كه بيايى و آنجا نماز كنى . » پيمبر گفت : « من اكنون سر سفرم و فرصت نيست ، إن شاء الله اگر بازگشتيم بياييم و آنجا نماز كنيم . » و چون پيمبر در ذى اوان فرود آمد از كار مسجد خبر يافت و مالك بن دخشم بنى سالمى و معن بن عدى عجلى را پيش خواند و گفت : « برويد اين مسجد را كه بنيانگزارانش ستمگرانند ويران كنيد و بسوزيد » و آن دو كس شتابان برفتند تا به محلهء بنى سالم ، قوم مالك بن دخشم ، رسيدند و او به معن گفت : « باش تا آتشى از خانه بيارم . » و به خانهء خود رفت و شاخهء خرمايى برگرفت و آتش در آن زد و دوان برفتند تا به مسجد در آمدند كه كسان در آن بودند و مسجد را بسوختند و به ويرانى دادند و كسانى كه در مسجد بودند پراكنده شدند و اين آيات قرآن در باره آنها نازل شد : « * ( وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَكُفْراً وَتَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ الله وَرَسُولَه من قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى وَالله يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ . ) * * ( لا تَقُمْ فِيه أَبَداً ، لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى من أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيه ، فِيه رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَالله يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ . أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى تَقْوى من الله وَرِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ من أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ به في نارِ جَهَنَّمَ وَالله لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ 9 : 107 - 109 ) * » [ 1 ] يعنى : و كسانى كه مسجدى براى ضرر زدن و ( تقويت ) كفر و تفرقهء مؤمنان به
--> [ 1 ] سوره توبه آيه 107 تا 109