محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1380
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« براى جنگ مرتدان مىفرستد و به او دستور مىدهد كه تا مىتواند در « همه كار خويش آشكار و نهان از خدا بترسد و دستور مىدهد كه در كار « خدا بكوشد و با هر كه نافرمانى كند و از اسلام بگردد و به آرزوهاى « شيطانى متوسل شود جنگ كند نخست اتمام حجت كند و به اسلام « دعوتشان كند اگر پذيرفتند دست از آنها بدارد و اگر نپذيرفتند به آنها « بتازد تا تسليم شوند . آنگاه تكاليف و وظايفشان را بگويد آنچه را بايد « بدهند بگيرد و حقشان را بدهد و منتظرشان نگذارد و مسلمانان را از پيكار « دشمن باز ندارد ، و هر كه فرمان خدا عز و جل را بپذيرد و به دو مقر شود از « او بپذيرد و وى را در كار خير كمك كند و هر كه كافر خدا باشد با وى « جنگ اندازد تا به دين خداى مقر شود اگر دعوت را پذيرفت دست « از او بدارد و در آنچه نهان مىدارد حساب وى با خداست . و هر كه دعوت « خدا را نپذيرد كشته شود و هر جا باشد و هر كجا رسد با او جنگ كنند و « از هيچكس بجز اسلام نپذيرد . و هر كه بپذيرد و هر كه بپذيرد و مقر شود از وى قبول « كندو او را تعليم دهد و هر كه نپذيرد با وى جنگ كند اگر خدايش بر او « غلبه داد همه را با سلاح با آتش بكشد آنگاه غنائمى را كه خدا نصيب « وى كرده تقسيم كند بجز خمس كه بايد به نزد ما فرستد . » « بايد كه ياران خويش را از شتاب و تباهكارى باز دارد و مردم « ديگر را با آنها نياميزد تا بشناسدشان و بداند كيستند كه خبر گير نباشند و « از جانب آنها خطرى به مسلمانان نرسد . بايد در كار حركت و توقف « با مسلمانان معتدل و ملايم باشد و مراقب آنها باشد و كسان را به شتاب « نبرد و صحبت مسلمانان را نكو دارد و سخن نرم گويد . »