محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1379

تاريخ الطبرى ( فارسي )

براى ستمگران چه عوض بدى است » « و هم او عز و جل فرمايد : « * ( إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوه عَدُوًّا إِنَّما « يَدْعُوا حِزْبَه لِيَكُونُوا من أَصْحابِ السَّعِيرِ 35 : 6 ) * » [ 1 ] « يعنى : حقا كه شيطان دشمن شماست شما نيز او را دشمن گيريد « كه دستهء شيطان فقط دعوت مىكنند كه اهل آتش سوزنده باشيد . « من فلانى را با سپاهى از مهاجران و انصار و تابعان سوى « شما فرستادم و فرمان دادم با هيچكس جنگ نكند و هيچكس را نكشد ، « مگر اينكه وى را سوى خدا دعوت كند و هر كه دعوت وى را بپذيرد و به اسلام معترف شود و از كفر بازماند و عمل نيك كند . از او بپذيرد و « وى را بر اين كار كمك كند و هر كه دريغ آرد فرمان دادم با او جنگ كند « و هر كس از آنها را به چنگ آرد زنده نگذارد و به آتش بسوزد و بىپروا « بكشد و زن و فرزند اسير كند و از هيچكس جز اسلام نپذيرد هر كه « اطاعت كند براى او نيك باشد و هر كه نكند خدا از او عاجز نماند . « به فرستادهء خويش فرمان داده‌ام كه اين نامهء مرا در جمع « شما بخواند . « دعوت اذان است و چون مسلمانان اذان گفتند از آنها دست « بداريد و اگر اذان نگفتند به آنها بتازيد و چون اذان گفتند از روش آنها « پرسش كنيد و اگر دريغ كردند بر آنها بتازيد و اگر اقرار آوردند پذيرفته « شود و با آنها رفتار شايسته شود » ابو بكر فرستادگان را با نامه ها پيش از سپاهيان فرستاد پس از آن سالاران روان شدند و دستور ابو بكر را همراه داشتند و متن دستور چنين بود : « بسم الله الرحمن الرحيم « اين دستور ابو بكر خليفهء پيمبر خداست براى فلانى كه او را

--> [ 1 ] فاطر : 6