محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1354
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عروة بن زبير گويد : ابو بكر سوى جرف رفت و اسامه و گروه وى را از نظر گذرانيد و از او خواست كه عمر بماند و اسامه اجازه داد آنگاه به دو گفت : « آنچه را پيمبر گفته انجام بده ، از ديار قضاعه آغاز كن آنگاه سوى ابل رو و در انجام فرمانى كه پيمبر داده كوتاهى مكن و به سبب آنكه انجام دستور وى دير شده شتابان مباش . » اسامه با سرعت به ذو المروه و مسيل تاخت ، سپس به انجام فرمان پيمبر پرداخت كه گفته بود سپاه در قبايل قضاعه پراكنده كند و به ابل هجوم برد و به سلامت با غنيمت باز آمد ، و در مدت چهل روز اين كار را به سر برد و اين بجز ايام رفت و آمد وى بود . سخن از كار كذاب عنسى چنان بود كه وقتى باذام مسلمان شد و يمنيان به اسلام گرويدند پيمبر خدا او را عامل همه يمن كرد و تا زنده بود چنين بود و او را از جايى بر كنار نكرد و شريكى براى او ننهاد تا بمرد و پس از مرگ وى كار يمن را ميان جمعى از ياران خويش تقسيم كرد . عبيد بن صخر انصارى سلمى به سال دهم هجرت پس از حجة التمام با عاملان يمن رفته بود ، گويد : چون باذام مرده بود پيمبر قلمرو وى را ميان شهر بن باذام و عامر بن شهر همدانى و عبد الله بن قيس ، و ابو موسى اشعرى ، و خالد بن سعيد بن عاص و طاهر بن ابى هاله و يعلى بن اميه و عمرو بن حزم تقسيم كرد و ديار حضرموت و سكاسك و سكون را به زياد بن لبيد بياضى و عكاشة بن ثور بن اصغر غوئى داد و معاذ بن جبل را معلم يمن و حضرموت كرد . عبادة بن قرص ليثى گويد : وقتى پيمبر از حجة الاسلام فراغت يافت و سوى مدينه بازگشت ، امارت يمن را ميان كسان تقسيم كرد و هر قسمت را به يكى داد . امارت حضرموت را نيز ميان سه كس تقسيم كرد : عمرو بن حزم را بر نجران گماشت و