محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1333

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« اى گروه انصار هر چه از فضيلت خود بگوييد شايستهء آنيد ، اما عرب اين كار را جز براى اين طايفهء قريش نمىشناسد كه محل و نسبشان بهتر است و من يكى از اين دو مرد را براى شما مىپسندم با هر كدامشان مىخواهيد بيعت كنيد » و دست من و دست ابو عبيدة بن جراح را بگرفت . به خدا از گفتار وى جز اين كلمه را ناخوش نداشتم بهتر مىخواستم گردنم را بى آنكه گناهى كرده باشم بزنند و سالار قومى كه ابو بكر در ميان آنهاست نشوم . و چون ابو بكر سخن خويش به سر برد ، يكى از انصار برخاست و گفت : « من مردى كار آزموده و سرد و گرم جهان ديده‌ام ، اى گروه قرشيان يك امير از ما و يك امير از شما . » گويد : صداها برخاست و سخن درهم شد و از اختلاف بترسيدم و به ابى بكر گفتم : « دست پيش آر تا با تو بيعت كنم » و او دست پيش آورد و با او بيعت كردم و مهاجران نيز با وى بيعت كردند ، انصاريان نيز بيعت كردند . » و چنان شد كه سعد بن عباده زير دست و پاى ما ماند و يكيشان گفت : « سعد بن عباده را كشتيد . » گفتم : « خدا سعد بن عباده را بكشد . » به خدا كارى استوارتر از بيعت ابو بكر نبود كه بيم داشتيم اگر قوم از ما جدا شوند و بيعتى نباشد پس از ما بيعتى باشد و ناچار شويم تا بدلخواه پيرو آنها شويم يا مخالفت كنيم و فساد پيدا شود . » عروة بن زبير گويد : يكى از دو مردى كه عمر و ابو بكر هنگام رفتن سوى سقيفه ديده بودند عويم بن ساعده بود و ديگرى معن بن عدى عجلى بود . عويم بن ساعده همان بود كه وقتى به پيمبر گفتند : اين آيه درباره چه كسانست كه خدا گويد : « * ( رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَالله يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ 9 : 108 ) * » [ 1 ]

--> [ 1 ] سوره توبه آيه 108