محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1334
تاريخ الطبرى ( فارسي )
يعنى : مردانى هستند كه دوست دارند پاكيزه خويى كنند و خدا پاكيزه خويان را دوست دارد . پيمبر گفت : « عويم بن ساعده از آن جمله است . » و معن همان بود كه وقتى مردم بر پيمبر مىگريستند و مىگفتند : « كاش پيش از او مرده بوديم كه بيم داريم پس از او به فتنه افتيم » گفت : « به خدا دوست ندارم كه پيش از او مرده بودم ، مىخواهم پس از مرگ نيز تصديق او كنم چنان كه وقتى زنده بود تصديق او كردم . » معن در ايام خلافت ابو بكر در يمامه در جنگ با مسيلمهء كذاب شهيد شد . زهرى گويد : از سعيد بن زيد پرسيدند : « آيا هنگام وفات پيمبر حضور داشتى ؟ » گفت : « آرى » گفتند : « چه وقت با ابو بكر بيعت كردند ؟ » گفت : « همان روز كه پيمبر وفات يافت كه خوش نداشتند پاره اى از روز بگذرد و در جماعت نباشد . » پرسيدند : « آيا كسى با او مخالفت كرد ؟ » گفت : « نه ، مگر بعضى از انصار كه مرتد بودند يا نزديك ارتداد بودند و خدا نجاتشان داد . » پرسيدند : « آيا كسى از مهاجران از بيعت وى باز ماند . » گفت : « نه مهاجران بدون آنكه دعوتشان كند . پياپى با او بيعت كردند . » حبيب بن ابى ثابت گويد : على در خانه بود كه آمدند و گفتند ابو بكر براى بيعت نشسته و او با پيراهن ، بدون روپوش و ردا ، برون شد كه شتاب داشت و خوش نداشت در كار بيعت تاخير شود و با ابو بكر بيعت كرد و پيش او بنشست و فرستاد تا جامهء وى را بياوردند و پوشيد و در مجلس بماند . » زهرى گويد : فاطمه و عباس پيش ابو بكر آمدند و ميراث پيمبر را از او طلب