محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1327
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به پا خاست و گفت : « كسانى از منافقان پنداشتهاند پيمبر مرده ، به خدا پيمبر نمرده ، بلكه پيش خداى خويش رفته چنان كه موسى بن عمران پيش خداى رفت و چهل روز از قوم خويش غايب بود و پس از آنكه گفتند مرده بازگشت ، به خدا پيمبر باز مىگردد و دست و پاى كسانى را كه پنداشتهاند پيمبر خدا مرده قطع مىكند . » گويد : چون ابو بكر خبر يافت بيامد و بر در مسجد پياده شد . عمر با كسان سخن مىكرد اما ابو بكر به چيزى توجه نكرد و به خانهء عايشه رفت كه پيكر پيمبر در گوشهء آن بود و حلهء سياهى روى آن كشيده بود ، برفت و حله از چهرهء پيمبر پس كرد و آن را ببوسيد و گفت : « پدرم و مادرم فدايت ، مرگى را كه بر تو مقرر بود چشيدى و ديگر هرگز مرگ به تو نمىرسد . » آنگاه پارچه را بر چهرهء پيمبر افكند و برون شد ، عمر همچنان با مردم سخن مىكرد ، به دو گفت : « اى عمر آرام باش و گوش بده » ، اما عمر از سخن كردن نماند . و چون ابو بكر ديد كه گوش نمىدهد رو به مردم كرد و چون كسان سخن او را بشنيدند رو سوى او كردند و عمر را بگذاشتند . ابو بكر حمد و ثناى خدا كرد و گفت : « اى مردم ، هر كه محمد را مىپرستيد ، محمد مرد و هر كه خدا را مىپرستيد خدا زنده و نمردنيست . » آنگاه اين آيه را بخواند : « * ( وَما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ من قَبْلِه الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَمن يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْه فَلَنْ يَضُرَّ الله شَيْئاً وَسَيَجْزِي الله الشَّاكِرِينَ 3 : 144 ) * » [ 1 ] يعنى : محمد جز فرستاده اى نيست كه پيش از او فرستادگان درگذشتهاند ، آيا اگر بميرد يا كشته شود عقبگرد مىكنيد و هر كه عقبگرد كند ضررى به خدا نمىزند و خدا سپاسداران را پاداش خواهد داد . گويد : به خدا گويى مردم نمىدانستند كه اين آيه بر پيمبر نازل شده تا وقتى كه آن روز ابو بكر آن را خواند . عمر گويد به خدا وقتى شنيدم كه ابو بكر اين آيه را مىخواند از پاى درآمدم
--> [ 1 ] سوره آل عمران آيه 144