محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1211

تاريخ الطبرى ( فارسي )

يكى از بنى ليث و چهار تن از انصار . ابن اسحاق گويد : چون پيمبر از طايف برفت با مسلمانان در جعرانه فرود آمد كه اسيران هوازن را آنجا نگه داشته بودند و فرستادگان هوازن پيش پيمبر آمدند . اسيران هوازن از زن و فرزند بسيار بودند ، ششهزار شتر بود و گوسفند بىشمار بود . عبد الله بن عمرو عاص گويد : فرستادگان هوازن در جعرانه پيش پيمبر آمدند و اسلام آوردند و گفتند : « اى پيمبر خدا ما قومى ريشه داريم و بليه اى به ما رسيده كه مىدانى ، با ما كرم كن كه خدا با تو كرم كند » ، و يكى از مردم هوازن به نام زهير بن صرد از طايفهء سعد بن بكر كه پيمبر بنزد آنها شير خورده بود برخاست و گفت : « اى پيمبر خدا در اين پرچين عمه ها و خاله ها و پرستاران تواند كه سرپرستى تو مىكرده‌اند ، اگر شيرخوارگى حارث بن ابى شمر با نعمان بن منذر پيش ما بود و چنين وضعى با وى پيدا كرده بوديم انتظار لطف و كرم او مىبرديم و تو از همه كس بهترى . » و شعرى بدين مضمون خواند : « اى پيمبر خدا بر ما منت گزار و كرم كن » « كه از تو اميد مىداريم . » « با كسانى كه دچار حادثه شده‌اند » « بزرگوارى كن . » پيمبر صلى الله عليه و سلم گفت : « زنان و فرزندان خويش را بيشتر دوست داريد يا اموالتان را ؟ » گفتند : « اى پيمبر خدا ، ما را ميان خاندان و اموالمان مخير مىكنى ! زنان و فرزندانمان را بده كه آنها را بيشتر دوست داريم . » پيمبر گفت : « آنچه متعلق به من و بنى عبد المطلب است از آن شما باشد و چون با كسان ، نماز كردم بگوييد در كار فرزندان و زنان خويش پيمبر را پيش مسلمانان و