محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1204
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ذو الخمار مىبرد و چون كشته شد عثمان پرچم را بگرفت و بجنگيد تا به خاك افتاد . گويد : و چون پيمبر خبر يافت كه عثمان كشته شد گفت : « خدايش دور كند كه دشمن قرشيان بود . » انس گويد : به روز حنين پيمبر بر استر سپيدى سوار بود كه دلدل نام داشت و چون مسلمانان هزيمت شدند پيمبر به استر خويش گفت : « دلدل به زمين بخواب . » و دلدل شكم به زمين نهاد و پيمبر مشتى خاك برگرفت و سوى دشمن پاشيد و گفت : « ظفر نيابند . » و مشركان بى آنكه به شمشير و نيزه و تير زده شوند فرارى شدند . يعقوب بن عتبه گويد : غلام مسيحى عثمان نيز با وى كشته شد كه ختنه نكرده بود و يكى از انصار كه سلاح و پوشش كشتگان ثقيف را بر مىگرفت جامه غلام را در آورد و ديد كه ختنه نكرده است و بانگ برداشت كه خدا داند كه مردم ثقيف ختنه نمىكنند . مغيرة بن شعبه كه آنجا بود گويد : بيم كردم كه اين سخن در عرب افتد دست انصارى را بگرفتم و گفتم : « پدر و مادرم فدايت چنين مگوى ، اين يك غلام مسيحى است . » آنگاه كشتگان ثقيف را برهنه كردم و گفتم : « ببين كه همه ختنه كردهاند . » ابن اسحاق گويد : پرچم طوايف هم پيمان به دست قارب بن اسود بود و چون هزيمت در آنها افتاد پرچم خود را به درختى تكيه داد و با عموزادگان و كسان خود فرار كرد و از آنها دو كس بيشتر كشته نشد يكى از بنى غيره بود كه وهب نام داشت و ديگرى از بنى كنه كه نامش جلاح بود . و چون پيمبر از كشته شدن جلاح خبر يافت گفت : « امروز سرور جوانان ثقيف كشته شد البته بجز ابن هنيده . » و ابن هنيده حارث بن اوس بود . گويد : و چون مشركان هزيمت شدند سوى طائف رفتند و مالك بن عوف نيز با آنها بود . بعضى از آنها در اوطاس اردو زدند ، و بعضىشان سوى نخله رفتند و جز بنى غيره كسى سوى نخله نرفت و سپاهيان پيمبر آنها را كه به نخله رفته بودند دنبال كردند ، اما كسانى كه سوى ارتفاعات رفته بودند تعقيب نشدند و ربيعة بن رفيع كه وى را به نام مادرش لذعه مىگفتند به دريد بن صمه رسيد و عنان شتر وى را بگرفت و