محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1159

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عمره كنند و قربان كنند . ولى ابن عمر گويد : اين عمره قضا نبود بلكه مسلمانان ملتزم شده بودند به سال بعد در همان ماه كه مشركان راهشان را بسته بودند عمره كنند . واقدى گويد : گفتار زهرى به نزد ما خوشتر است كه آن سال راه مسلمانان بسته بود و به كعبه دست نيافتند . محمد بن ابراهيم گويد : پيمبر در عمرهء قضا هفتاد قربانى همراه برده بود . عاصم بن عمرو بن قتاده گويد : پيمبر در اين سفر سلاح و خود و نيزه همراه داشت و يكصد اسب برده بود . بشير بن سعد را به سلاح گماشت و اسبان را به محمد بن مسلمه سپرده بود و چون قرشيان خبر يافتند بترسيدند و مكرز بن حفص را بفرستادند كه در مر الظهران به نزد پيمبر آمد كه با وى گفت : « در كوچكى و بزرگى به وفا معروف بوده‌ام و نمىخواهم با سلاح وارد مكه شوم اما مىخواهم نزديك من باشد . » و مكرز برفت و به قرشيان خبر داد . واقدى گويد : در ذى قعدهء همين سال ابن ابى العوجاى سلمى به غزاى بنى سليم رفت و پيمبر پس از بازگشت از مكه او را با پنجاه كس بفرستاد . ابو جعفر گويد : ابن ابى العوجاء با بنى سليم رو به رو شد و او با همه يارانش كشته شدند . ولى به گفتهء واقدى خود او نجات يافت و به مدينه بازگشت و يارانش كشته شدند . 26 ) آنگاه سال هشتم هجرت درآمد . در اين سال چنان كه واقدى گويد زينب دختر پيمبر درگذشت . گويد : و در صفر همين سال پيمبر غالب بن عبد الله ليثى را به غزاى بنى الملوح سوى كديد فرستاد . جندب بن مكيث جهنى گويد : پيمبر غالب بن عبد الله را سوى بنى الملوح