محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1156
تاريخ الطبرى ( فارسي )
يك خواجه نيز همراه دو خواهر بود . حاطب پيش از آنكه به مدينه آيد آنها را به اسلام خوانده بود و ماريه با خواهرش مسلمان شده بودند و پيمبر آنها را به نزد ام سليم دختر ملحان جاى داد . ماريه زيبا بود و پيمبر خواهر وى سيرين را به حسان بن ثابت داد كه عبد الرحمان بن حسان از او متولد شد . گويد : و هم در اين سال منبر پيمبر كه از آنجا براى كسان سخن مىكرد ساخته شد كه دو پله و جايى براى نشستن داشت . به قولى منبر به سال هشتم ساخته شد اما درست ، همان سال هفتم است . گويد : و هم در اين سال پيمبر عمر بن خطاب را با سى كس سوى هوازن فرستاد كه با بلدى از بنى هلال روان شد كه شبانه راه مىپيمودند و به روز نهان مىشدند مردم هوازن خبر يافتند و بگريختند و تصادمى نبود و عمر بازگشت . گويد : سفر جنگى ابو بكر پسر ابى قحافه به نجد در شعبان همين سال بود . سلمة بن اكوع مىگفت : « در اين سال با ابو بكر به غزاى نجد رفتيم . » ابو جعفر گويد : خبر اين غزا را از پيش گفتهايم . واقدى گويد : سفر جنگى بشير بن سعد كه با سى كس به قصد بنى مره سوى فدك رفت در شعبان همين سال بود كه يارانش كشته شدند و او زخمدار ميان كشتگان افتاده بود ، پس از آن به مدينه بازگشت . ابو جعفر گويد : سفر جنگى غالب بن عبد الله سوى ميفعه در رمضان همين سال بود . عبد الله بن ابى بكر گويد : پيمبر غالب بن عبد الله كلبى را به سرزمين بنى مره فرستاد و مرداس بن نهيك از گروه دشمن به دست اسامة بن زيد كشته شد و يكى از مردم انصار نيز به قتل رسيد . اسامة بن زيد گويد : وقتى به مرداس حمله برديم گفت : « لا إله الا الله . » ولى دست از او بر نداشتيم تا كشته شد و چون به مدينه آمديم قصه را با پيمبر بگفتيم و