محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1120
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بودهام . اما عثمان بن عفان در مكه از من محفوظتر است . » پيمبر عثمان را بخواند و سوى ابو سفيان و اشراف قريش فرستاد تا به آنها بگويد كه پيمبر براى جنگ نيامده بلكه به زيارت كعبه و بزرگداشت آن آمده است . عثمان سوى مكه رفت و هنگامى كه وارد شهر مىشد ، يا كمى پيش از آن ، ابان بن سعيد بن عاص او را بديد و از مركب پياده شد و او را به رديف خويش سوار كرد و پناه داد تا پيام پيمبر را بگزارد و عثمان پيش ابو سفيان و بزرگان قريش رفت و پيام پيمبر بگفت و چون اين كار را به سر برد به دو گفتند : « اگر مىخواهى بر كعبه طواف كنى برو طواف كن . » عثمان گفت : « طواف نمىكنم تا پيمبر نيز به طواف آيد . » قرشيان عثمان را بداشتند و خبر به پيمبر و ياران او رسيد كه عثمان را كشتهاند ، پيمبر گفت : « باز نگرديم تا كار قرشيان را يكسره كنيم . » و كسان را به بيعت خواند و اين بيعت رضوان بود كه زير درخت انجام گرفت . سلمة بن اكوع گويد : هنگامى كه از حديبيه حركت كرده بوديم بانگزن پيمبر ندا داد اى مردم براى بيعت بياييد كه روح القدس نازل شد ، و ما سوى پيمبر رفتيم كه او زير درختى تيره رنگ بود و با او بيعت كرديم و خدا اين آيه را نازل فرمود : « * ( لَقَدْ رَضِيَ الله عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ 48 : 18 ) * » يعنى : خدا از مؤمنان خشنود شد هنگامى كه زير درخت با تو بيعت مىكردند . عامر گويد : نخستين كسى كه بيعت رضوان كرد سنان بن وهب ، يكى از مردم اسد ، بود . جابر بن عبد الله گويد : به روز حديبيه هزار و چهار صد كس بوديم كه با پيمبر بيعت كرديم و او زير درخت تيره رنگ بود و عمر دست وى را گرفته بود ، همه بيعت كرديم بجز جد بن قيس انصارى كه زير شكم شتر خود نهان شده بود .