محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1060

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مىكردند و با آنها كه معاشر وى بودند دو ركعت نماز كرد و آنها پس رفتند و به جاى گروه ديگر ايستادند و آنها بيامدند و با پيمبر دو ركعت نماز كردند و گروه ديگر نگهبانى مىكردند و چنان شد كه پيمبر چهار ركعت نماز كرده بود و همراهان وى دو ركعت كرده بودند ، در آن روز بود كه خدا عز و جل حكم نماز كوتاه را نازل فرمود و مؤمنان مأمور شدند كه هنگام نماز سلاح برگيرند . از جابر بن عبد الله انصارى روايت كرده‌اند كه يكى از بنى محارب به قوم خويش گفت : « مىخواهيد محمد را بكشم ؟ » آنها گفتند : « آرى ولى چگونه او را مىكشى ؟ » گفت : « او را به غافلگيرى مىكشم . » آنگاه مرد محاربى به نزد پيمبر آمد كه نشسته بود و شمشير در كنار وى بود و گفت : « اى پيمبر شمشير ترا ببينم ؟ » پيمبر گفت : « آرى » مرد محاربى شمشير را بگرفت و از نيام درآورد و مىجنبانيد و قصد پيمبر مىكرد اما خدا عز و جل او را باز مىداشت . آنگاه گفت : « اى پيمبر از من نمىترسى ؟ » پيمبر گفت : « چرا از تو بترسم ؟ » گفت : « براى آنكه شمشير به دست دارم . » پيمبر گفت : « خدا مرا از تو حفظ مىكند . » گويد : آنگاه شمشير را در نيام كرد و به پيمبر پس داد و خدا عز و جل اين آيه نازل فرمود : « * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ الله عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا الله وَعَلَى الله فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ 5 : 11 ) * » [ 1 ]

--> [ 1 ] مائده : 14