محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1054
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خوانده مىشد نسخ شد و بالا رفت و خدا عز و جل اين آيه را نازل كرد : « * ( وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا في سَبِيلِ الله أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ 3 : 169 ) * . » يعنى : مپندار آنها كه در راه خدا كشته شدهاند مردهاند بل زندگانند و پيش پروردگارشان روزى مىخورند . و هم در اين سال يعنى : سال چهارم هجرت ، پيمبر قوم بنى نضير را از ديارشان بيرون كرد . سخن از برون شدن قوم بنى نضير ابو جعفر گويد : سبب اين حادثه كشته شدن دو تنى بود كه از پيمبر پناه و پيمان داشتند و عمرو بن اميهء ضمرى هنگام بازگشت از بئر معونه خونشان را ريخته بود . گويند : عامر بن طفيل به پيمبر خدا نوشت كه دو كس را كه از تو پيمان و پناه داشتند كشته اى و بايد خونبهاى آنها را بفرستى و پيمبر سوى قبا روان شد و از آنجا به محل بنى نضير رفت كه در كار پرداخت خونبها از آنها كمك گيرد و جمعى از مهاجر و انصار و از جمله ابو بكر و عمر و على و اسيد بن حضير همراه وى بودند . ابن اسحاق گويد : پيمبر سوى بنى نضير رفت تا در كار خونبهاى دو مقتول از آنها كمك گيرد كه مقتولان از بنى عامر بودند و ميان بنى عامر و بنى نضير پيمان بود و چون پيمبر با نضيريان سخن كرد گفتند : « بله ، اى ابو القاسم در اين باب با تو كمك مىكنيم . » آنگاه نضيريان با هم خلوت كردند و گفتند : « هرگز اين مرد را چنين نمىيابيد » كه پيمبر پهلوى ديوار يكى از خانه هاشان نشسته بود ، گفتند : « كى مىتواند