محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1012
تاريخ الطبرى ( فارسي )
پيمبر خدا گفت : « شمشيرهاى خود را بياريد » ، و چون بياورديم در آن نگريست و چون شمشير ابن انيس را بديد گفت : « اين او را كشته است كه نشان استخوان را در آن مىبينم . » حسان بن ثابت دربارهء قتل كعب بن اشرف و سلام بن ابى حقيق شعرى گفت كه خلاصه مضمون آن چنين است : « اى ابن حقيق و اى ابن اشرف ! » « دليرا گروهى كه شما ديديد » « كه چون شير با شمشير تيز سوى شما شدند » « و مرگ بشما پوشانيدند » « كه در كار دين خويش بينا بودند » « و مايه زبونى ستم بودند » دختر عبد الله بن انيس گويد : كسانى كه پيمبر براى كشتن ابن ابى الحقيق فرستاد عبد الله بن عتيك بود و عبد الله بن انيس و ابو قتاده و يكى ديگر از انصار و آنها هنگام شب به خيبر رسيدند . عبد الله بن انيس گويد ، و ما ، درها را مىبستيم و كليد آن را مىگرفتيم تا همه درها بسته شد و كليد آن را در گودالى انداختيم آنگاه سوى بالا خانه اى رفتيم كه ابن ابى الحقيق آنجا بود و من و عبد الله بن عتيك بالا رفتيم و ياران ما در محوطه نشستند و عبد الله بن عتيك اجازه خواست و زن ابن ابى الحقيق گفت : « اين صداى عبد الله بن عتيك است . » ابن ابى الحقيق گفت : « عبد الله بن عتيك در يثرب است و چگونه در اين وقت اينجا تواند بود . در را باز كن كه جوانمرد در اين وقت كس را از در خويش نراند . » زن ابن ابى الحقيق برخاست و در را گشود و من و عبد الله بن عتيك درآمديم و