محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
936
تاريخ الطبرى ( فارسي )
پيمبر آمد و او صلى الله عليه و سلم وى را به اسلام خواند كه گفت : « دين تو نيكوست ، در كار خويش بنگرم و باز پيش تو آيم . » پس از آن عبد الله بن ابى او را بديد و گفت : « جنگ خزرجيان را خوش نداشتى . » ابو قيس گفت : « تا يك سال مسلمان نشوم » و در ماه ذى قعده بمرد . آنگاه سال دوم هجرت درآمد به اتفاق اهل سيرت در ربيع الاول اين سال پيمبر به غزوهء ابو ا و به قولى غزوهء ودان رفت و ميان دو محل شش ميل فاصله است ، هنگامى كه به غزا مىرفت سعد بن عبادة بن دليم را در مدينه جانشين خويش كرد و پرچمدار وى حمزة بن عبد المطلب بود و چنان كه گفتهاند پرچمى سفيد بود . واقدى گويد : پيمبر پانزده روز در ودان اقامت داشت ، آنگاه به مدينه بازگشت . گويد : پس از آن پيمبر با دويست تن از ياران خود به قصد غزا رفت و در ماه ربيع الاول به بواط رسيد و مىخواست راه كاروانهاى قريش را ببندد ، سالار كاروان امية بن خلف بود و يكصد مرد از قرشيان همراه داشت و دو هزار و پانصد شتر در كاروان بود . پيمبر از اين غزا بى حادثه به مدينه بازگشت . در اين سفر پرچمدار وى سعد بن ابى وقاص بود و سعد بن معاذ را در مدينه جانشين خود كرده بود . گويد : و هم در ربيع الاول به تعقيب كرز بن جابر فهرى رفت كه گلهء مدينهء را غارت كرده بود و تا بدر رفت اما به او دست نيافت و پرچمدار وى در اين سفر على ابن ابى طالب عليه السلام بود و زيد بن حارثه را در مدينه جانشين خود كرده بود .