محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
931
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عايشه گفت : « فرشته به صورت من نازل شد ، هفت ساله بودم كه زن پيمبر شدم ، نه ساله بودم كه به خانهء او رفتم ، دوشيزه بودم كه زن او شدم و هيچيك از زنان وى در اين مزيت مانند من نبود ، وقتى وحى به دو مىآمد من با او زير يك لحاف بودم ، مرا از همه كس بيشتر دوست داشت ، در قضيه اى كه نزديك بود مايهء هلاك امت شود آيهء قرآن دربارهء من نازل شد ، جبريل را ديدم و هيچكس از زنان وى به جز من او را نديد ، در خانهء من درگذشت و هيچكس جز فرشته و من به كار وى نپرداخت . » ابو جعفر گويد : « چنان كه گويند پيمبر عايشه را در ماه شوال به زنى گرفت ، و هم در ماه شوال با وى زفاف كرد . » عبد الله بن عروه از عايشه روايت كند كه پيمبر مرا در شوال به زنى گرفت و هم در شوال با من زفاف كرد . عايشه مستحب مىدانست كه در ماه شوال با زنان زفاف كنند . روايت ديگر از عبد الله بن عروه از گفتار عايشه هست با اين اضافه كه هيچيك از زنان خويش را از من عزيزتر نداشت . او جعفر گويد : « به قولى پيمبر به روز چهارشنبه در ماه شوال در خانهء ابو بكر در سنح با عايشه زفاف كرد . » در همين سال پيمبر صلى الله عليه و سلم زيد بن حارثه و ابو رافع را براى آوردن دختران خويش و همسرش سوده دختر زمعه فرستاد كه آنها را از مكه به - مدينه آوردند . گويند : چون عبد الله بن اريقط به مكه بازگشت و محل ابو بكر را به عبد الله پسرش خبر داد ، عبد الله ام رومان زن پدر را كه مادر عايشه بود سوى مدينه برد و طلحة بن عبيد الله نيز همراه آنها بود . در همين سال چنان كه گويند نماز حاضر دو ركعت افزوده شد و اين يك ماه