محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
918
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شنيدند كه يكى از فراز ابو قبيس شعرى بدين مضمون مىخواند : « اگر دو سعد به سلامت باشند » « محمد در مكه از مخالفان باك ندارد » و صبحگاهان ابو سفيان گفت : « اين دو سعد كدامين باشند ؟ سعد بكر يا سعد تميم يا سعد هذيم ؟ » شب بعد همان صدا را شنيدند كه شعرى به اين مضمون مىخواند : « اى سعد اوس ، تو يارى كننده باش » « و تو نيز اى سعد خزرجيان دلير ، » « دعوتگر هدايت را اجابت كنيد » « و از خدا بهشت آرزو كنيد » « كه ثواب خدا براى طالب هدايت » « باغ بهشت سايه دار است » صبحگاهان ابو سفيان گفت : « به خدا اين دو سعد سعد بن معاذ است و سعد بن عباده . » ابو جعفر گويد : بلد پيمبر و ابو بكر آنها را به روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول پسينگاه به قبا به نزد بنى عمرو بن عوف رسانيد . عبد الرحمن بن عويم بن ساعده گويد : كسان قوم من كه ياران پيمبر بودند مىگفتند : « وقتى شنيديم كه پيمبر از مكه برون شده در انتظار آمدن وى بوديم و هر روز صبح از پى نماز به حره مىرفتيم و انتظار وصول پيمبر را مىبرديم و همچنان آنجا بوديم تا آفتاب همه جا را مىگرفت و ديگر سايه نبود ، آن وقت به خانه هاى خويش مىرفتيم كه روزها بسيار گرم بود و آن روز كه پيمبر خداى رسيد مثل هر روز بيرون رفته بوديم و چون آفتاب همه جا را گرفت به خانه ها رفتيم و نخستين كسى كه پيمبر را بديد ، يكى از يهودان بود كه رفتار و انتظار ما را ديده بود و بانگ برداشت كه اى بنى قيله بخت شما آمد ، و ما سوى پيمبر رفتيم كه در سايهء نخلى