محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

919

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بود و ابو بكر نيز با وى بود . غالب ما پيش از آن پيمبر را نديده بوديم و او را نمىشناختيم و چون سايه بگشت و ابو بكر برخاست و با رداى خود بر پيمبر سايه افكند ، او را شناختيم . چنان كه گويند پيمبر به خانهء كلثوم بن هدم و به قولى به خانهء سعد بن خيثمه فرود آمد ، آنها كه گويند منزل وى به نزد كلثوم بن هدم بود ، گويند وقتى از خانهء كلثوم بيرون مىشد در خانهء سعد بن خيثمه براى ديدن كسان مىنشست ، زيرا پيمبر تنها بود و زن همراه وى نبود و مهاجران مجرد در خانهء سعد بن خيثمه را خانهء « مجردان » مىگفتند ، و خدا بهتر مىداند كه حال چگونه بوده و ما هر دو روايت را شنيده‌ايم . ابو بكر بن ابى قحافه در سنح به نزد خبيب بن اساف خزرجى فرود آمد و به قولى به نزد خارجة بن زيد منزل گرفت . على بن ابى طالب رضى الله عنه سه شب در مكه بماند و امانتها را كه پيش پيمبر بود به صاحبانش داد و چون از اين كار فراغت يافت به پيمبر پيوست و به نزد وى در خانهء كلثوم بن هدم منزل گرفت . على مىگفت : « در قبا به نزديك زن بيوهء مسلمان منزل گرفته بودم در دل شب يكى مىآمد و در مىزد و آن زن مىرفت و چيزى را كه همراه آورده بود مىگرفت . » گويد : « و من بدگمان شدم و به زن گفتم : اين مرد كيست كه هر شب در خانهء ترا مىزند و مىروى و چيزى از او مىگيرى ، تو كه يك زن بيوه و مسلمان هستى ؟ » زن گفت : « اين سهل بن حنيف بن واهب است و مىداند كه من كسى را ندارم هنگام شب بتان قوم خويش را خرد كند و پيش من آرد و گويد اين را به جاى هيزم