محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
904
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به تأخير افتد به اين اميد كه عبد الله بن ابى بن سلول نيز حضور يابد و كار قوم نيرومند - تر شود ، و خدا بهتر داند كه كدام يك بود . بنى نجار گويند : اسعد بن زراره نخستين كس بود كه بيعت كرد ولى بنى - عبد الاشهل گويند : بيعت كنندهء نخستين ابو الهيثم بن تيهان بود . كعب بن مالك گويد : نخستين كسى كه با پيمبر خدا بيعت كرد براء بن معرور بود ، پس از آن قوم پياپى بيعت كردند و چون همه با پيمبر بيعت كرديم ، شيطان از بالاى عقبه به بلندترين صدايى كه تا آن وقت شنيده بودم بانگ زد كه اى مردم ! مذمم و صابيان بر پيكار شما همسخن شدهاند . پيمبر فرمود ، دشمن خدا چه مىگويد ، اين شيطان عقبه است دشمن خداى بشنو كه به كار تو نيز مىرسم . آنگاه پيمبر خدا به انصار فرمود : « به محل خود بازگرديد . » و عباس بن عباده گفت : « بخدايى كه ترا به حق فرستاد اگر بخواهى فردا با شمشيرهاى خويش در اهل منى مىافتيم . » پيمبر فرمود : « چنين فرمانى نداريم ، به محل خويش بازگرديد . » گويد : و به محل خويش بازگشتيم و بخفتيم و چون صبح شد قرشيان پيش ما آمدند و گفتند : « اى گروه خزرج شنيدهايم كه پيش رفيق ما آمدهايد تا او را ببريد و با وى بر جنگ ما بيعت كنيد به خدا هرگز خوش نداريم كه ميان ما و شما جنگى رخ دهد . » گويد : « و مشركان قوم ما براى آنها قسم ياد كردند كه چنين چيزى نبوده مطلقاً خبر ندارند . » و آنها باور كردند ، و ما به همديگر مىنگريستيم ، و قوم برخاستند و حارث بن هشام بن مغيرهء مخزومى نيز در آن ميانه بود كه يك جفت پاپوش نو داشت و من نيز براى آنكه چيزى گفته باشم گفتم : « اى ابو جابر تو كه از سالاران مايى نمىتوانى