محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

889

تاريخ الطبرى ( فارسي )

از عذابى الم انگيزتان برهاند . » و نيز فرمود : « * ( قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّه اسْتَمَعَ نَفَرٌ من الْجِنِّ ، فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً 72 : 1 ) * [ 1 ] » يعنى : بگو به من وحى آمده كه گروهى از پريان استماع ( قرائت من ) كردند و گفتند : « ما قرآنى شگفت آور شنيديم . » محمد بن اسحاق گويد . نام جنيانى كه به وحى گوش دادند حس و مس و شاصر و ناصر و اينا الارد و ابنين و الاحقم بود . گويد : پس از آن پيمبر خدا به مكه آمد و قوم در مخالفت وى سختتر شده بودند ، بجز گروهى از مردم ضعيف كه به او ايمان آورده بودند . بعضىها گفته‌اند كه وقتى پيمبر خداى از طايف باز آمد يكى از مردم مكه بر او گذشت و پيمبر به دو گفت : « آيا پيامى از طرف من مىبرى ؟ » او گفت : « آرى . » گفت : « پيش اخنس بن شريق برو و به او بگو محمد مىگويد : « آيا مرا پناه مىدهى تا رسالت خداى خويش را بگزارم ؟ » گويد : « و آن شخص پيش اخنس رفت و پيغام بگذاشت . » اخنس گفت : « من كه هم پيمان قرشيانم بر ضد آنها پناه نتوانم داد . » و چون آن شخص گفتار اخنس را به پيمبر رسانيد ، به دو گفت : « مىتوانى باز گردى ؟ » پاسخ داد : « آرى » پيمبر گفت : « پيش سهيل بن عمرو برو و بگو محمد مىگويد : آيا مرا پناه مىدهى تا رسالت خداى خود را بگزارم . » و چون آن شخص پيغام پيمبر را به سهيل رسانيد گفت : « بنى عامر بن لوى بر

--> [ 1 ] سوره جن آيه 1