محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
888
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عداس سر و دست و پاى پيمبر را بوسيدن گرفت ، و يكى از پسران ربيعه به به ديگرى گفت : « غلامت را از راه به در برد . » و چون عداس پيش آنها بازگشت به دو گفتند : « چرا سر و دست و پاى اين مرد را مىبوسيدى ؟ » عداس گفت : « به خدا در همه زمين كسى بهتر از اين مرد نيست سخنى با من گفت كه جز پيمبر نداند . » گفتند : « اى عداس ترا از دينت نگرداند كه دين تو بهتر از دين اوست . » و چون پيمبر از خير ثقفيان نوميد شد از طايف سوى مكه بازگشت و چون به نخله رسيد در دل شب به نماز ايستاد و گروهى از جنيان بر او گذشتند كه خدا عز و جل از آنها سخن آورده است . محمد بن اسحاق گويد : چنان كه شنيدهام آنها هفت تن از جنيان نصيبين يمن بودند و گوش به پيمبر فرا دادند و چون از نماز خويش فراغت يافت سوى قوم خويش رفتند و به دعوت آنها پرداختند كه ايمان آورده بودند و آنچه را پيمبر گفته بود پذيرفته بودند و خداى عز و جل درباره حكايت آنها چنين فرمود : « * ( وَإِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً من الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوه قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ قالُوا يا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا كِتاباً أُنْزِلَ من بَعْدِ مُوسى مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْه يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ . يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ الله وَآمِنُوا به يَغْفِرْ لَكُمْ من ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُمْ من عَذابٍ أَلِيمٍ 46 : 29 - 31 ) * . » [ 1 ] يعنى : و چون تنى از پريان را سوى تو آوريم كه قرآن را بشنوند و چون نزد پيغمبر حضور يافتند به همديگر گفتند : « گوش فرا دهيد . » و چون تلاوت انجام شد بيمرسانان سوى قومشان بازگشتند و گفتند : « اى قوم پرى ! ما استماع كتابى كرديم كه بعد از موسى نازل شده و مصدق كتابهاى پيش است و به حق و به راه راست هدايت مىكند . اى قوم ما ، دعوتگر خدا را اجابت كنيد و به دو ايمان بياريد تا گناهانتان را بيامرزد و
--> [ 1 ] احقاف : 29 ، 30 ، 31