محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
446
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و خدا به دو وحى كرد كه تو و قومت و اهل دهكده ها فرود آييد و غنيمتى را كه خدايتان داده به قوت بگيريد و شكر آن بگزاريد كه هر كه از اين اردوها چيزى بگيرد بر او حلال باشد . و قوم آسا فرود آمدند و شكر و تقديس خدا گفتند و مدت سه ماه اردوها را به دهكده هاى خويش مىبردند و خدا بهتر داند . پس از آسا يهوشافاظ پسرش به پادشاهى رسيد و بيست و پنج سال پادشاهى كرد و بمرد . آنگاه عتليا و به قولى غزليا دختر عمرم مادر اخزيا به پادشاهى رسيد و فرزندان ملوك بنى اسرائيل را بكشت و جز يواش پسر اخزيا كس نماند كه او نيز نهان مانده بود . آنگاه يواش و يارانش عتليا را بكشتند و پادشاهى وى هفت سال بود . پس از او يواش پسر اخزيا به پادشاهى رسيد و عاقبت به دست ياران خويش كشته شد . پس از آن اموصيا پسر يواش به پادشاهى رسيد و بيست و نه سال پادشاهى كرد و عاقبت به دست ياران خويش كشته شد . پس از آن عوزيا پسر اموصيا به پادشاهى رسيد . عوزيا را غوزيا نيز گفتهاند و مدت پادشاهى وى پنجاه و دو سال بود تا بمرد . پس از آن يوتام پسر عوزيا به پادشاهى رسيد و شش سال پادشاهى كرد تا بمرد . پس از آن احاز پسر يوتام به پادشاهى رسيد و شانزده سال پادشاهى كرد تا بمرد . پس از آن حزقيا پسر احاز به پادشاهى رسيد . گويند وى دوست شعيا بود كه از انقضاى عمر او خبر داد و به پيشگاه پروردگار تضرع كرد كه عمرش افزوده شد و