محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
437
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خزانه فرستاد تا از آن بر گرفتند و لوازم خشكى و دريا داد و قومى كه سوى وى آمده بودند راهها را وصف كردند و جاها را ياد نمودند و آنها درزى بازرگانان برفتند تا به ساحل دريا فرود آمدند و از آنجا به كشتى نشستند و به ساحل ايليا رسيدند و برفتند تا وارد آن شدند و بار گشودند و كالاى خويش بنمودند و مردم را به خريد دعوت كردند و كس به كالاى آنها اقبال نكرد و تجارتشان رواج نيافت و در مقابل چيز كم چيز بسيار دادند كه در آنجا بمانند و اخبارشان بدانند و در كارشان تحقيق كنند و آنچه را كه شاهشان خواسته بود به دست آرند . پادشاه آسا مقرر داشته بود كه هر يك از زنان بنى اسرائيل كه شوهر نداشته باشد اما در زى زنان شوهر دار در آيد او را بكشند يا از ولايت سوى جزاير دريا برانند زيرا ابليس براى اهل دين كيدى بدتر از زنان ندارد و چنان شد كه زنان بى - شوهر با نقاب و جامهء كهنه برون مىشدند تا كس آنها را نشناسد و چون امينان شاه هند از كالاى خويش چيزى را كه صد درم قيمت داشت به يك درم مىدادند زنان بنى اسرائيل شبانگاه و نهانى به خريد آمدند كه اهل دينشان ندانند و كالاى قوم فروخته شد و آنچه مىخواستند خريدند و اخبار شهر و قلعه ها و شمار آنها را بدانستند و كالاى مرغوب خويش را از در و مرجان و ياقوت براى هديهء شاه نگهداشته بودند و از اهل شهر از خبر وى پرسش مىكردند كه شاه از آنها چيزى نخريده بود و گفتند : « اگر شاه توانگر است چرا چيزى از ما نخرد كه كالاهاى طرفه داريم و آنچه خواهد و نظير آن در خزانه ندارد به او دهيم و اگر توانگر نيست چرا كالاى ما نبيند كه هر چه خواهد بى بها به دو دهيم . » مردم شهر گفتند كه وى چندان مكنت و خزينه و كالا دارد كه كس نظير آن نداشته و خزينه ها كه موسى از مصر آورده و زيورها كه بنى اسرائيل از فرعونيان گرفتند و چيزها كه يوشع بن نون جانشين موسى فراهم كرد و چيزها كه سليمان سالار خردمندان و شاهان از مكنت و ظروف بى نظير گرد آورد به نزد اوست .