محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

726

تاريخ الطبرى ( فارسي )

از هشام بن محمد كلبى روايت كرده‌اند كه تركان بر ضد هرمز برخاستند و به قولى ديگر شا به پادشاه بزرگ تركان به سال يازدهم پادشاهى وى با سيصد هزار سپاه تا بادغيس و هرات پيش آمد و شاه روم با هشتصد هزار سپاه از مرزها درآمد و آهنگ او داشت و شاه خزر با سپاهى بزرگ به باب و ابواب رسيد و تباهى كرد و ويرانى آورد و دو تن از عربان بنام عباس احول و عمرو بن ازرق با جمعى انبوه از مردم عرب بر ساحل فرات فرود آمدند و بر مردم سواد حمله بردند و دشمنان هرمز جرى شدند و به قلمرو وى هجوم آوردند و تاخت و تازشان چنان شد كه ديار پارسيان را غربالى پر سوراخ ناميدند و گفتند دشمنان ديار پارسيان را چنان در بر گرفته‌اند كه زه دو سوى كمان را ببر گيرد و شا به شاه تركان كس پيش هرمز و بزرگان پارسى فرستاد و آمدن خويش را با شاه خبر داد و گفت : « پلها را مرمت كنيد تا سوى ديار شما گذر كنم و بر هر نهر و رود كه در راه من به ديار روم باشد و پل بر آن نباشد ، پل بزنيد كه خواهم از ديار شما سوى ديار روم شوم . » و هرمز سخت بيمناك شد و به مشورت پرداخت و همگان گفتند كه بايد آهنگ شاه تركان كند و او ، بهرام جشنس را كه از مردم رى بود و به نام چوبين شهره بود با دوازده هزار مرد كه بهرام از سالخوردگان نه جوانان برگزيد سوى تركان فرستاد . گويند : در آن هنگام همه ديوانيان را كه به دسترس داشت بر شمرد كه هفتاد هزار كس بودند و بهرام با سپاه شتابان برفت تا از هرات و بادغيس گذشت و شابه ندانست تا نزديك وى اردو زد و نامه ها و جنگها در ميان رفت و بهرام تيرى بينداخت و شابه را بكشت . گويند : در ملك عجم سه تير نامى بود يكى تير ارششياطير ميان منوچهر و فراسياب بود و ديگرى تير سوخرا بر ضد تركان بود و ديگرى همين تير بهرام بود .