محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

701

تاريخ الطبرى ( فارسي )

جبله عامل شاه روم بر منذر عامل وى گذشته بود خبر داد و خواست تا به خالد فرمان دهد آنچه را از قلمرو منذر به غنيمت برده پس دهد و خون بهاى عربان مقتول را بپردازد و انصاف منذر را از خالد بگيرد و مكتوب وى را سبك نگيرد كه پيمان صلح فيما بين را خواهد شكست ، و نامه ها دربارهء انصاف گيرى منذر مكرر شد اما يخطيانوس اعتنا نكرد . و كسرى آماده شد و با نود و چند هزار سپاهى به قلمرو يخطيانوس حمله برد و شهردار او رها و منبج و قنسرين و حلب و انطاكيه را كه معتبرترين شهر شام بود و شهر فاميه و حمص و بسيارى شهرهاى ديگر مجاور اين شهرها را به زور تصرف كرد و مال ببرد و زن و فرزند اسير كرد و همه مردم انطاكيه را به اسارت گرفت و به سرزمين سواد برد و بگفت تا مجاور شهر طيسبون شهرى همانند شهر انطاكيه بساختند ، چنان كه از پيش بگفتم ، و مردم انطاكيه را در آنجا مقر داد و همانست كه آن را روميه خوانند و آن را ولايت كرد و پنج بخش نهاد : بخش نهروان بالا و بخش نهروان ميانه و بخش نهروان پايين و بخش بادرايا و بخش باكسايا ، و براى اسيرانى كه از انطاكيه به روميه آورده بود روزى معين كرد و يكى از نصاراى اهواز را كه براز نام داشت به كارشان گماشت و بر اهل حرفه شهر رياست داد و اين از روى رأفت با اسيران بود كه به سبب همكيشى با براز انس گيرند . يخطيانوس ديگر شهرهاى شام و مصر را از كسرى بخريد و اموال بسيار به بهاى آن فرستاد و تعهد كرد كه هر سال باجى بفرستد و كسرى به ديار روم حمله نبرد . و كسرى در اين باب مكتوبى نوشت و او بزرگان روم مهر زدند و هر سال باج را مىفرستادند . و چنان بود كه پيش از پادشاهى انوشيروان ، شاهان پارسى به نسبت آبادى و آبگيرى از ولايت يك سوم خراج مىگرفتند و از ولايتى يك چهارم و از ولايتى