محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

665

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« ما خواب را به بيدارى فروختيم » « وقتى جنايت آوردند بانگ زدند كه باك نيست » « و عذر ذى رعين آشكار شد » « كسانى را كه مكارى كردند » « به انتقام ابن رهم بكشتيم » « آنها را به انتقام حسان بن رهم بكشتيم » « كه حسان مقتول شورشيان بود » « بكشتيمشان و كس از آنها باقى نماند . » « و چشمان زنان آزاده كه از غم گريان بود » « از گريستن آرام گرفت » « زنانى كه شبانگه آرامدلند » « و چون فروغ شعرى بر آيد سياه چشمانند » « به هنگام انتساب ما را به وفا شناسند . » « و هر كه جنايت كند از او دورى كنيم » « ما از همه كسان برتريم » « چنان كه طلا از نقره برتر است » « خداوند همه مردم شده‌ايم » « و پس از دو تبع قدرت به دست ما افتاد » « پس از داود پادشاهى از ما شد » « و شاهان مشرق بندهء ما شدند » « در ظفار ، زبور مجد رقم كرديم » « كه مردم دو شهر بخوانند » « وقتى گوينده گويد كو كو »