محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
647
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مقر داد كه مطيع وى شدند و در جنگها از آنها كمك مىگرفت و بگفت تا قوم صول را اسير كردند و بياوردند و همه را بكشت و هشتاد كس از دليرانشان را نگهداشت و در بهرام فيروز مسكن داد و در جنگهاى خويش از آنها كمك مىگرفت . قوم ابخز و قوم بنجر و قوم بلنجر و قوم الان همدل شده بودند كه به ديار وى حمله برند و سوى ارمينيه شدند كه مردم آن را غارت كنند و راهشان باز و آسان بود و كسرى كارشان را نديده گرفت و چون در ديار وى پراكنده شد سپاهيان فرستاد تا با آنها بجنگيدند و نابودشان كردند به جز ده هزار كس كه اسير شدند و در آذربيجان و اطراف مسكن گرفتند . فيروز شاه در ناحيه صول و الان بنايى با سنگ ساخته بود كه ديار خويش را از دستبرد اقوام مذكور مصون دارد . شاه قباد پسر فيروز پس از پدر در آنجا - بناهاى بسيار ساخت و چون كسرى به پادشاهى رسيد بگفت تا در ناحيه صول و ناحيه گرگان با سنگ تراشيده شهرها و قلعه ها و ديوارها و بناهاى بسيار بساختند تا پناهگاه اهل ولايت باشد و اگر دشمنى حمله آورد بدان پناهنده شوند و چنان بود كه سنجبوا خاقان كه از همه تركان قويتر و دليرتر بود و سپاه بيشتر داشت و همو بود كه با وزر شاه هيطاليان پيكار كرد و از بسيارى و دليرى هيطاليان بيم نكرد و وزر شاهشان را با بيشتر سپاهيانش بكشت و اموال وى را به غنيمت گرفت و ديارشان را جز آنچه كسرى گرفته بود به تصرف آورد . و هم او قوم ابخز و بنجر و بلنجر را استمالت كرد كه به اطاعت وى گردن نهادند و گفتند كه ملوك پارسيان به آنها فديه اى مىدادهاند تا به ديارشان حمله نبردند و سنجبوا با يكصد و ده هزار سپاهى بيامد و به نزديك ديار صول رسيد و كس پيش كسرى فرستاد و تهديد كرد و بلندپروازى كرد و خواست كه كسرى مال به دو فرستد و فديه اى را كه پيش از پادشاهى كسرى به قوم ابخز و بنجر و بلنجر مىدادهاند به آنها دهد و اگر زود نفرستد به ديار او حمله مىبرد و جنگ مىاندازد و كسرى به تهديد وى بىاعتنا ماند و آنچه