محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

626

تاريخ الطبرى ( فارسي )

وى را به آموختن دين و فقه وا داشت و توفيق بزرگ يافت و بهرام گور ويرا هير بدان هيربد كرد كه مقامى همانند موبدان موبد بود و ديگرى ما جشنس نام داشت و به روزگار بهرام گور پيوسته ديوان خراج را به دست داشت و عنوان وى « راستراى و شانسلان » بود و نام سومى كارد بود و سالار بزرگ سپاه بود و عنوان اسطرانسلان داشت و اين مرتبتى بالاى اسپهبذ بود و همانند اركبذ بود . عنوان مهرنرسى بزرگفرمدار بود يعنى وزير وزيران و سر سران . گويند : مهرنرسى از دهكدهء ايروان از روستاى دشتبارين از ولايت اردشير خره بود و در آنجا و هم در جره كه از ولايت شاپور بود و به دشتبارين پيوسته بود بناهاى بلند ساخت . از جمله آتشكده اى بود كه چنان كه گويند تا كنون بپاست و آتش آن بجاست و آن را مهر نرسيان گويند . و هم او به نزديك ايروان چهار دهكده گرفت و در هر كدام آتشكده اى بساخت و يكى را خاص خويش كرد و « فرازمرا آورد خدايان » ناميد كه معنى آن « سرور من رو به من آر » باشد و ديگرى را خاص زراونداد كردى و زراوندادان ناميد و ديگرى را به كارد داد كارداران ناميد و ديگر را به ماجشنسداد و ماجشنسفان ناميد . و هم در آن ناحيه سه باغ گرفت و در هر باغ دوازده هزار نخل كشت و در يك باغ دوازده هزار زيتون كشت و در يك باغ دوازده هزار سرو كشت و اين دهكده ها و باغها و آتشكده ها تا كنون به دست اعقاب اوست و چنان كه گويند به بهترين صورت به جاست . گويند كه بهرام پس از فراغت از كار خاقان و شاه روم از راه يمن سوى ديار سودان رفت و مردم بسيار بكشت و گروهى اسير گرفت ، آنگاه به مملكت خويش باز آمد و كار هلاكت وى چنان بود كه بياوردم . در مدت پادشاهى بهرام اختلاف كرده‌اند : بعضى گفته‌اند مدت پادشاهى او هيجده سال و ده ماه و بيست روز بود و بعضى ديگر گفته‌اند مدت پادشاهى او بيست