محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
496
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از خبر پارسيان پس از مرگ اسكندر كه سياق تاريخ بر پادشاهى آنهاست . مطلعان اخبار سلف دربارهء كسى كه پس از اسكندر در عراق پادشاهى كرد و در كار ملوك الطوائف كه تا هنگام پادشاهى اردشير بابكان شاهى اقليم بابل داشتند اختلاف كردهاند . هشام كلبى گويد : پس از اسكندر بلاكوس سليكس پادشاه شد و پس از او انتيحس به پادشاهى رسيد . گويد و انتيحس شهر انطاكيه را بنياد كرد و سواد كوفه در تصرف اين پادشاهان بود و در ناحيهء جبال و اهواز و فارس رفت و آمد داشتند تا مردى به نام اشك ظهور كرد و او پسر داراى بزرگ بود و تولد و رشد وى به رى بوده بود . و گروهى بسيار فراهم آورد و آهنگ انتيحس كرد و بر سواد تسلط يافت و از موصل تا رى و اصفهان به دست وى افتاد و بسبب نسب و شرف كه داشت و هم به سبب فيروزى وى ديگر ملوك الطوائف به تعظيم او پرداختند و برترى وى بشناختند و در نامه ها نام وى را مقدم داشتند و او نيز وقتى نامه مىنوشت از نام خويش آغاز مىكرد و او را شاه ناميدند و هديه فرستادند ولى عزل و نصب هيچيك از آنها با وى نبود . گويد : پس از وى گودرز پسر اشكان به پادشاهى رسيد و هم او بود كه بار دوم به - بنى اسرائيل حمله برد و به گفتهء حطلعان ، خدا عز و جل وى را به سبب قتل يحيى پسر زكريا بر بنى اسرائيل مسلط كرد و بسيار كس بكشت كه هرگز جماعتشان چون پيش نشد و خدا پيمبرى از آنها بگرفت و زبونشان كرد . و گويد : روميان به سالارى پادشاه بزرگشان به خونخواهى انتيحس كه اشك پادشاه