محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

487

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نيز از جانب خمانى شاه آنجا بود و خمانى پس از مرگ كيرش پسر اخشويرش بيست و شش سال پادشاه بود و همهء پادشاهى وى سى سال بود و مدت ويرانى بيت المقدس از آن وقت كه بخت نصر آن را ويران كرد تا وقتى آباد شد چنان كه اهل كتب قديم و عالمان اخبار گفته‌اند هفتاد سال بود كه بعضى به روزگار بهمن پسر اسفنديار پسر بشتاسب پسر لهراسب بود و بعضى ديگر به روزگار خمانى بود چنان كه در اين كتاب آورديم . به پندار بعضىها كيرش همان بشتاسب بود و بعضى ديگر منكر اين سخن شده‌اند و گويند كى ارش عموى جد بشتاسب بود ، يعنى كى ارش برادر كيكاوس پسر كيسه پسر كيقباد بزرگ بود و بشتاسب شاه پسر كى لهراسب پسر كبوجى پسر كيمنوش پسر كيكاوس پسر كيسه پسر كيقباد بزرگ بود . گويند : كىارش هرگز از جانب كيكاوس و كىخسرو پسر سياوخش و از جانب لهراسب پادشاه نبود ، بلكه در خوزستان و نواحى مجاور آن از سرزمين بابل فرمانروايى داشت و بسيار بزيست و و الا قدر بود . و چون بيت المقدس را آباد كرد و بنى اسرائيل به آنجا بازگشتند عزير نيز با آنها بود و از پيش حكايت او و حكايت بنى اسرائيل را آورده‌ام و پيش از آن و بعد از آن پادشاه بنى اسرائيل از جانب شاهان ايران معين مىشد كه با مردى از پارسيان بود يا يكى از اسرائيليان بود تا وقتى كه ناحيهء ايشان به يونانيان و روميان رسيد كه اسكندر وقتى دارا را بكشت بر اين ناحيه تسلط يافت و همهء مدت آن چنان كه گفته‌اند هشتاد و هفت سال بود . 571 )