محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
476
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شدند و بخت نصر عدنان را بشكست و به ديار عرب تاخت و عدنان را تعقيب كرد تا به حضور رسيد و وقتى آنجا رسيد كه بيشتر عربان از اطراف عربه در حضور فراهم آمده بودند و دو گروه خندق زدند و بخت نصر كمين نهاد . گويند اين نخستين كمين بود . آنگاه منادى از دل آسمان ندا داد كه انتقام پيمبران را بگيريد . و از پس و پيش شمشير در آنها نهادند و از گناهان خويش پشيمان شدند و بناليدند و عدنان و بخت نصر از يك ديگر باز ماندند و آنها كه در حضور نبودند و آنها كه پيش از هزيمت جان به در برده بودند دو گروه شدند گروهى به ريسوب شدند كه عك آنجا بود و گروهى ديگر آهنگ و بار كردند . گويد : و خداى از اين آيات آنها را منظور دارد كه فرمود : « * ( وَكَمْ قَصَمْنا من قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَأَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ . فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ . لا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيه وَمَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ . قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ . فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ 21 : 11 - 15 ) * » [ 1 ] يعنى : چقدر دهكده ها را كه ستمگر بودند در هم شكستيم و از پس آنها گروهى ديگر پديد آورديم . و چون صلابت ما را احساس كردند از آن گريزان شدند نگريزيد ، به سوى لذتها و مسكنهاى خويش باز گرديد شايد سراغ شما مىگيرند . گويند اى واى بر ما كه ستمگر بودهايم . ادعايشان پيوسته همين بود تا در و شده و بيجانشان كرديم . بخت نصر با اسيرانى كه از عربه فراهم آورده بود به بابل بازگشت و آنها را در انبار جا داد و آنجا را انبار عرب گفتند و نام انبار يافت . پس از آن نبطيان نيز با آنها بياميختند و چون بخت نصر از عربه باز آمد عدنان بمرد و ديار عرب در ايام زندگانى بخت نصر ويران بماند .
--> [ 1 ] - سوره انبياء آيات 11 تا 15 .