محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

98

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خون و گوشت خوك و حروف الفبا بود كه در بيست و يك ورقه بود . سخن از ولادت شيث از حوا و چون يكصد و سى سال از عمر آدم گذشت و اين پنج سال پس از كشته شدن هابيل به دست قابيل بود ، حوا پسر او شيث را بزاد . اهل تورات گويند : شيث تنها و بى توأم ولادت يافت و معنى شيث به نزد ايشان هبة الله است ، يعنى به جاى هابيل آمده بود . از ابن عباس آورده‌اند كه حوا براى آدم شيث و خواهرش حزورا را بزاد و او راهبة الله نام دادند كه از هابيل گرفته شده بود و هنگامى كه تولد يافت جبريل به آدم گفت : « اين هبة الله است به جاى هابيل » كه به عربى شث است و به سريانى شات و به عبرى شيث و آدم به او وصيت كرد و هنگامى كه شيث زاده شد آدم يكصد و سى سال داشت . از محمد بن اسحق روايت كرده‌اند كه وقتى مرگ آدم در رسيد ، چنان كه گفته اند و خدا بهتر داند ، پسر خود شيث را بخواست و با او وصيت كرد و ساعات شب و روز را با عبادت خلق در هر يك از ساعتها به دو آموخت كه در هر ساعت گروهى از مردم بايد عبادت كنند و به دو گفت : « پسرم ، در زمين طوفانى شود كه هفت سال دراز باشد . » و وصيت خود بنوشت و شيث چنان كه گفته‌اند وصى آدم عليه السلام بود و پس از در گذشت آدم ، سرورى به شيث رسيد و خداى عز و جل چنان كه از پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت كرده‌اند پنجاه صحيفه بود فرستاد . ابو ذر غفارى گويد : از پيمبر پرسيدم : « خداى عز و جل چند كتاب فرستاد ؟ » فرمود : « يكصد و چهار كتاب بود و پنجاه صحيفه سوى شيث فرستاد . »