محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

97

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و خدا عز و جل آدم را ملك و سلطان زمين داد و نيز پيمبرى داد و او را رسول فرزندان خويش كرد و بيست و يك صحيفه بر او نازل كرد كه آدم عليه السلام همه را به خط خويش كه جبريل به دو آموخته بود ، نوشت . ابو ذر غفارى گويد : به مسجد شدم و پيمبر صلى الله عليه و سلم تنها نشسته بود و من بنزديك او نشستم ، فرمود : « اى ابو ذر مسجد را درود بايد و درود آن دور ركعت نماز است . برخيز و نماز كن . » و چون نماز كردم نزد وى بنشستم و گفتم : « اى پيمبر خداى مرا فرمان نماز دادى اما نماز چيست ؟ » گفت : « كم و بيش نماز خير است . » و ابو ذر ضمن قصه اى دراز گويد : « پرسيدم ، اى پيمبر خداى ، شمار انبيا چه بود ؟ » فرمود : « يكصد و بيست و چهار هزار . » گفتم : « اى پيمبر خداى ! از اين جمله چقدر مرسل بودند ؟ » فرمود : « سيصد و سيزده تن كه جمعى بسيار و نيك بودند . » گفتم : « اى پيمبر خداى ! اوليشان كه بود ؟ » فرمود : « آدم » . گفتم : « اى پيمبر خداى آدم پيمبر مرسل بود ؟ » فرمود : « بله ، خداى او را به دست خويش آفريد و از روح خويش در او دميد و با او سخن كرد . » و هم از ابو ذر روايت كرده‌اند كه از پيمبر پرسيدم : « اى پيمبر خداى ، آدم پيمبر بود ؟ » فرمود : « آرى پيمبر بود و خداوند رو به رو با وى سخن گفت » . گويند از جمله چيزها كه خداى عز و جل بر آدم نازل كرد ، حرمت مردار و