محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

84

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « مگر من پروردگار شما نيستم ؟ » گفتند : « چرا » . آنگاه قلم همه بودنيها را تا به رستاخيز نوشت . و هم از او روايت كرده‌اند كه وقتى خدا عز و جل آدم عليه السلام را بيافريد نسل وى را چون مورچه از پشتش در آورد و دو مشت كرد و به دست راستىها گفت : « به بهشت رويد . » و به ديگران گفت : « به جهنم رويد و مرا چه باك . » عمر گويد از پيمبر صلى الله عليه و سلم شنيدم كه فرمود : « خداوند عز و جل آدم را بيافريد و پشت وى را به دست راست لمس كرد و ذريهء وى را بر آورد و گفت : اينان را براى بهشت آفريده‌ام و عمل بهشتيان خواهند داشت . آنگاه پشت وى را به دست چپ لمس كرد و ذريهء وى را بر آورد و گفت : اينان را براى جهنم آفريده‌ام و عمل جهنميان خواهند داشت . » يكى گفت : « اى پيمبر خدا پس عمل براى چيست ؟ » فرمود : « خداى تعالى وقتى بنده را براى بهشت آفريده باشد او را به عمل بهشتى وا مىدارد و به بهشت مىرود و چون بنده را براى جهنم آفريده باشد او را به عمل جهنمى وامىدارد تا بر عمل جهنميان بميرد و به جهنم رود . » بعضىها گفته‌اند خدا عز و جل ذريهء آدم را در آسمان پس از خروج از بهشت و پيش از آنكه به زمين فرود آيد از پشتش در آورد . ذكر گويندهء اين سخن از سدى روايت كرده‌اند كه خدا عز و جل آدم را از بهشت بيرون كرد و از آسمان فرو نياورده بود كه طرف راست پشت وى را لمس كرد و ذريهء او را چون مرواريد سفيد بر آورد و گفت : « به رحمت من به بهشت رويد . » آنگاه طرف چپ پشت او را لمس كرد و چون مورچگان سياه بر آورد و گفت : « به جهنم رويد و