محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
73
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گرفت . و هم از ابن عباس روايت كردهاند كه آدم به هند فرود آمد و حوا به جده و آدم به جستجوى وى رفت تا فراهم آمدند و حوا به او نزديك شد و آنجا را مزدلفه گفتند ، و جاى معارفه شان عرفات نام گرفت . و جايى كه مجتمع شدند جمع نام گرفت و آدم در هند بر كوهى فرود آمده بود كه بوذ نام داشت . ابن اسحاق گويد : به گفتهء اهل تورات آدم در هند بر كوهى فرود آمد كه و اسم نام داشت به نزديك دره اى به نام بهيل ما بين دهيخ و مندل كه دو ولايت هند است و گويند كه حوا در جده از سرزمين مكه فرود آمد . بعضى ديگر گفتهاند : آدم در سرنديب بر كوهى به نام بوذ فرود آمد و حوا به جده از سر زمين مكه و ابليس در ميسان و مار در اصفهان . و گفتهاند كه مار در صحرا فرود آمد و ابليس بر ساحل درياى ابله ، و اين را جز با خبر نتوان دانست . در اين باب جز آنچه دربارهء هبوط آدم به سرزمين هند آمده و محدثان اسلام و اهل تورات و انجيل پذيرفتهاند خبرى نداريم . گويند قلهء كوهى كه آدم عليه السلام بر آن فرود آمد از همه قله هاى جهان به آسمان نزديكتر است ، و آدم وقتى بر آن جاى گرفت ، پايش بر كوه و سرش در آسمان بود و دعا و تسبيح فرشتگان را مىشنيد و با آن انس گرفته بود و فرشتگان از او بيم داشتند به همين جهت قامت آدم كاهش يافت . ذكر گويندهء اين سخن : عطاء بن ابى رياح گويد كه چون خداى عز و جل آدم را از بهشت فرو فرستاد پاهايش بر زمين و سرش بر آسمان بود و سخن و دعاى اهل آسمان را مىشنيد و با آن