محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
54
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن دربارهء روايت عبد الله بن عباس : عكرمه از ابن عباس روايت كند كه خدا عز و جل مخلوقى بيافريد و فرمود : « آدم را سجده كنيد ، » گفتند : « نكنيم » و خداوند آتشى فرستاد و آنها را سوخت ، آنگاه مخلوقى ديگر آفريد و گفت : « من بشرى از گل خواهم آفريد و بايد آدم را سجده كنيد » گويد : و نپذيرفتند و انكار كردند و خداى عز و جل آتشى فرستاد و آنها را بسوخت . آنگاه اين گروه را آفريد و فرمود : « آيا سجدهء آدم نكنيد ؟ » گفتند : « چرا كنيم » اما ابليس انكار ورزيد و سجدهء آدم نكرد . بعضى ديگر گفتهاند سبب هلاك ابليس لعين آن بود كه وى از باقيماندهء جن بود كه در زمين خون ريختند و تباهى كردند و از اطاعت پروردگار بگرديدند و فرشتگان به پيكارشان رفتند . ذكر گويندهء اين سخن از شهر بن حوشب دربارهء اين گفتار خداى كه ابليس از جن بود روايت كردهاند كه ابليس از آن دسته از جن بود كه فرشتگان تار و مارشان كردند و او اسير فرشتگان شد كه به آسمانش بردند . و هم از سعد بن مسعود روايت كردهاند كه گفت : فرشتگان با جن به پيكار بودند و ابليس كه خرد سال بود اسير شد و با فرشتگان بود و عبادت مىكرد و چون فرمان يافتند كه آدم را سجده كنند اطاعت كردند اما ابليس انكار ورزيد و معنى گفتار خدا اينست كه فرمود : « ابليس از جن بود . » درستتر از همه گفته ها به نزد من آنست كه پيرو گفتار خدا عز و جل باشيم كه