محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

55

تاريخ الطبرى ( فارسي )

فرمود : « و چون به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد ، سجده كردند به جز ابليس كه از جن بود [ 1 ] و از فرمان پروردگار خويش برون شد » و تواند بود كه نا فرمانى وى از اين رو بود كه از جن بود و تواند بود كه از شدت غرور و خود بينى بود كه در عبادت همى كوشيد و علم بسيار داشت و ملك آسمان دنيا و زمين داشت و خازن جنان بود و تواند بود كه جز اين باشد و اين را جز به خبر درست نشايد دانست و چنين خبرى بدسترس ما نيست و دربارهء آن خلاف هست چنان كه گفتيم . گويند كه سبب هلاك وى آن بود كه پيش از آدم ، ساكنان زمين جن بودند و خدا ابليس را قضاوت آنها داد و يك هزار سال ميانشان به حق قضاوت كرد و « حكم » نام يافت . و اين نام را خدا عز و جل داد و به دو وحى كرد و مغرور شد و بزرگى كرد و ميان جن خلاف و دشمنى افكند كه هزار سال در زمين پيكار كردند و اسبانشان در خون فرو رفت و معنى گفتار خداى تبارك و تعالى كه فرمود : « مگر از خلقت اول خسته شده‌ايم ؟ بل آنها در پوشش خلقت تازه‌اند » [ 2 ] و گفتار فرشتگان كه آيا كسى را در زمين قرار مىدهى كه تباهى كند و خون بريزد ، همين است . پس خدا عز و جل آتشى فرستاد و آنها را بسوخت و چون ابليس عذاب قوم خود را بديد به آسمان بالا رفت و با فرشتگان بماند و در عبادت خدا بكوشيد تا وقتى خداوند آدم را خلق كرد كار عصيانگرى او چنان شد كه شد . و از جمله حوادث ايام ملك وى خلقت آدم ابو البشر بود و چون خداوند اراده فرمود كه فرشتگان را از تكبر ابليس مطلع كند كه آنها ندانسته بودند و خدا مىخواست كار وى را برملا كند كه وقت هلاك و زوال ملكش

--> [ 1 ] 18 : 48 [ 2 ] 50 : 14 : 50