محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
42
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خداوند پرستش كردندى . ابن عباس گويد : على بن ابى طالب رضى الله عنه گفت : « اى پيمبر خداى پدر و مادرم فداى تو باد مسير خنس و خورشيد و ماه را بگفتى خنس چيست كه خداى در قرآن به خنس قسم ياد كرده است » . گفت : « اى على آن پنج ستاره است برجيس و زحل و عطارد و بهرام و زهره و اين پنج ستاره چون خورشيد و ماه طلوع كند و روان باشد ولى ديگر ستارگان در آسمان آويخته باشد چنان كه قنديل در مسجد آويزند و با آسمان بگردد و تسبيح و تقديس كند و ذكر خدا گويد . » آنگاه پيمبر صلى الله عليه و سلم فرمود : « اگر خواهيد بدانيد ، گردش فلك را گاهى از اين سو و گاهى از آن سو كه گردش آسمان و گردش ستارگان به جز اين پنج ستاره چنين است كه ميبينيد و تا به رستاخيز از هول قيامت و زلزال آن به سرعت آسيا بگردد و ذكر گويد و معنى گفتار خداوند عز و جل چنين است كه فرمود : « * ( يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً . وَتَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً . فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ 52 : 9 - 11 ) * [ 1 ] يعنى روزى كه آسمان به گشتنى [ عجيب ] بگردد . و كوهها به سيرى [ هراس آور ] سير كنند . آن روز واى بر تكذيب كنان » گفت وقتى خورشيد در آيد با چرخ خود از يكى از اين چشمه ها در آيد و سيصد و شصت فرشته با وى باشد كه بالها گسترده با تسبيح و تقديس و ذكر خداى چرخ را به تناسب شب و روز به مقدار ساعتهاى شب يا ساعتهاى روز در فلك برانند و چون خداى خواهد كه خورشيد يا ماه را مبتلا كند و آيتى به بندگان بنمايد و ملامتشان كند كه از معصيت بگردند يا بطاعت اقبال كنند ، خورشيد از چرخ بيفتد و در لجه درياى فلك فرو رود و چون خدا خواهد كه آيت را بزرگ كند و ترس
--> [ 1 ] 52 : 9 تا 11